شمارهٔ ۱۷۹ - درشکایت دهر انوری
انوری ابیوردی / مقطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
کی بود کاین سپهر حادثهزای
جمله از یکدگر فرو ریزد؟
تا چو پرویزن است او که مدام
بر جهان آتش بلا بیزد
در جهان بوی عافیت نگذاشت
چند از این رنگ فتنه آمیزد؟
برنخیزد مگر به دست ستم
من ندانم کزین چه برخیزد
مینیارم گریخت گرنه نه من
دیو از این روزگار بگریزد
بِه بیوسی چو گربه چند کنم
زانکه چون سگ ز بد نپرهیزد
بالله از بس که این لئیم ظفر
با مقیمان خاک بستیزد
آنچنان شد که بر فلک به مثل
شیر با گاو اگر برآویزد
زانکه باشد که در مزاج فلک
چون پلنگان فسادی انگیزد
هر کجا در دل زمین موشی است
سرنگون سار بر فلک میزد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف حال و روز بشر در دنیا میپردازد و به اوضاع ناپایدار و پرخطر زندگی اشاره میکند. او از حوادث تلخ و فتنهها سخن میگوید که باعث شدهاند عافیتی در جهان باقی نماند. شاعر به ناچاری انسانها در برابر ستم و ظلم اشاره میکند و از حس ناامیدی و گرفتاری که همهجا را فرا گرفته، سخن میگوید. همچنین نشان میدهد که چگونه این وضعیت نامناسب به مانند درگیری بین شیر و گاو، در آسمان نیز آشفتگی ایجاد میکند و به تنهایی انسان در این شرایط، مقایسه میشود به کسی که در برابر مشکلات تسلیم شده است.