شمارهٔ ۱۸۲ - در حکمت و موعظه انوری
انوری ابیوردی / مقطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
روز را رایگان ز دست مده
نیست امکان آنکه باز رسد
دست این روزهای کوتاهست
که بدان دولت دراز رسد
آنچ از آن چاره نیست آنرا باش
به سرت گرچه ترکتاز رسد
سایه بر قحبهٔ جهان مفکن
تا برت آفتاب ناز رسد
باری از راه خویشتن برخیز
چون که کارت به احتراز رسد
نفس با بند آرزو بر پای
دیر درعقل بینیاز رسد
مهر و حقه است ماه و سپهر
که به شاگرد حقهباز رسد
مستعدان به کام خویش رسند
کارها چون به کارساز رسد
عمر بر ناگریز تفرقه کن
تا ازو قسم آز رسد
هر کرا درد ناگزیر گرفت
کی به غم خوردن مجاز رسد
یک غذا شو که مایه چندان نیست
که همه چیز را فراز رسد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به کاربردن زمان و ارزش روزها را مورد تأکید قرار میدهد. شاعر اشاره میکند که هر روز ارزش دارد و نمیتوان آن را به راحتی از دست داد، زیرا ممکن است دیگر به دست نیاید. او به این نکته اشاره میکند که بعضی از مسائل را نمیتوان تغییر داد و باید با آنها کنار آمد. همچنین از انسان میخواهد که از فرصتها بهرهبرداری کند و در زندگی به دنبال اهدافش باشد. در نهایت، شاعر یادآوری میکند که مشکلات زندگی طبیعی هستند و نباید اجازه داد که به غم و اندوه منجر شوند، زیرا زندگی کوتاه و پر از فرصتهاست.