شمارهٔ ۱۸۷ - در حبس مجدالدین ابوالحسن انوری
انوری ابیوردی / مقطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
مدت عالم به آخر میرسد بیهیچ شک
طالع عالم نمیبینی که چون منحوس شد
احتباس روزی خلق آسمان آغاز کرد
آدمیزاد از بقا یکبارگی مایوس شد
خلق رابیوجه روزی عمر خواهد بود نه
وجه روزی از کجا چون بوالحسن محبوس شد
ای جهان را بوده بنیاد از طریق مکرمت
چون تو مستاصل شدی یکبارگی مدروس شد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره پایان جهان و ناامیدی انسانها از بقای عمرشان صحبت میکند. شاعر به این نکته اشاره میکند که زمان به سر میآید و نشانههای بدی در زندگی بشر پدیدار شده است. به نظرم میرسد که با مشکلات و موانعی که پیش آمده، انسان دیگر امیدی به طولانیمدت بودن زندگی خود ندارد. در نهایت، این اثر به فلسفه هستی و فراز و نشیبهای آن میپردازد.