نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۲۹ انوری

انوری ابیوردی / مقطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

خدایگانا آنی که دوستدارانت

ز نور رای تو دانم ستاره رای شوند

قبول درگه تو چون بیافتند به قدر

چو ساکنان مجره سپهرسای شوند

به بنده خانهٔ تو بر امید آنکه مگر

به یمن طائر بختت طرب‌فزای شوند

نشسته چار حریفند شاهد و شیرین

بدانکه تا ز می لعل سرگرای شوند

شرابشان نرسیدست زان همی ترسم

که شاهدان همه ناگاده باز جای شوند

به یک دو ساغر پر شان که دردهد ساقی

به کام بنده همین هر سه چار پای شوند

اگر عزیز کنی شان به شیشه‌ای دو شراب

حریف و بندهٔ تو تا شراب گای شوند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و دوستداران خداوند است. شاعر به زیبایی تأکید می‌کند که دوستان خداوند، مانند ستاره‌ها، به روشنایی و نور او راه پیدا می‌کنند. شاعر از امید بنده‌ها به رحمت و خوشی‌های الهی سخن می‌گوید و تأکید می‌کند که اگرچه ممکن است شراب خوشی به دست نرسد، ولی به شکرانه همراهی دوستان خداوند، شادی و طرب حاضران افزایش می‌یابد. همچنین اشاره دارد که با یک یا دو جام شراب از سوی ساقی، بنده و دوستانش می‌توانند در حالتی خوشایند و شاداب قرار بگیرند. در نهایت، عشق و محبت به خداوند و شادی ناشی از آن محور اصلی اشعار است.