نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۱۷ - درخواست روشنایی کند انوری

انوری ابیوردی / مقطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

گنبد پیروزه گون بااختران سیم رنگ

هر شبی تا روز وصف بی نوایی من کند

روزگار بی‌نوایی وصل را هجران دهد

اتفاق تنگ دستی دوست را دشمن کند

صعب و تاریکست دوراز وصل تو شبهای من

شمعها باید که این تاریک را روشن کند

پاره‌ای ازاعتقاد خویش نزد من فرست

تاشبم را روشن و این حجره را گلشن کند

ورنه فراش سرای مکرمت را نصب کن

تا دو دانگی در وجوه یک منی روغن کند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این اشعار به بیان حال و روز شاعر در دوری از معشوق می‌پردازد. شاعر از شب‌های تار و بی‌نوا و غم هجران می‌گوید و آرزو دارد که با روشنی شمع‌ها و ارسال بخشی از اعتقادات، آنگاه شب‌ها و حجره‌اش روشن شود. او همچنین به تنگناهای اقتصادی و مشکلاتی که دوستی ممکن است برایش ایجاد کند، اشاره می‌کند. در نهایت، خواهان آن است که اگر این خواسته‌ها برآورده نشود، بهتر است دیگران به فکر او باشند.