شمارهٔ ۲۳۰ - در تهدید و هجو قاضی هری انوری
انوری ابیوردی / مقطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
به خشک ریش گری در هری ندیدستی
ز هجو روی سیاهی که نوبتی بیند
کنون به خیمه زدن دانهای پراکندی
که مرغ ذکر تو تا جاودان از آن چیند
در آن دو لفظ سخن چاردست و پای شتر
چنان نشنید کان شیوه عقل بگزیند
مکن به عذر و تلطف دل مرا دریاب
که چوب خیمه در آن نیز نیک بنشیند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به نوعی ابراز عشق و محبت است که به عذرخواهی و درخواست توجه از محبوب اشاره دارد. گوینده از تصویرگری در خشک ریش و هجوهای دنیایی سخن میگوید و به اهمیت ذکر محبوبش در زندگیاش اشاره میکند. او میخواهد که محبوبش دلش را دریابد و به او توجه کند، حتی اگر به صورت تلطف و عذر خواهی باشد. شعری پر از احساس و تمثیل است که به مفهوم عشق و انتظار در آن پرداخته شده است.