شمارهٔ ۲۳۱ - در نکوهش فلک انوری
انوری ابیوردی / مقطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
آسمان آن بخیل بدفعلست
که ازو جز که فعل بد نجهد
نان و آبش مخور که هرکه خورد
هرگز از دست او به جان نرهد
خاک از او به که گر کسی به مثل
مشتکی جو به نزد او بنهد
چون کریمان از او قبول کند
پس به هر دانه بیست باز دهد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف شخصیتی بخیل و بدفعل میپردازد که تنها کار ناپسند انجام میدهد. او هشدار میدهد که نباید از نان و آب او استفاده کرد، زیرا کسی که از او بهرهمند شود، از خطرات او در امان نخواهد بود. خاک را نیز بر او ترجیح میدهد، زیرا حتی اگر کسی به او چیزی بدهد، به جای پاداش مناسب، کمتر از آنچه استحقاق دارد، به او میدهد. در پایان، poet اشاره میکند که تنها اگر کریمان از او چیزی بپذیرند، او ممکن است پاسخ بهتری داشته باشد.