شمارهٔ ۲۴۴ - شراب خواهد انوری
انوری ابیوردی / مقطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
شاهدی دارم ای بزرگ چنانک
چاکرش آفتاب میباید
تا دلم تل سیم او بیند
یک جهان زر ناب میباید
نشود راست تا بود هشیار
گند مستی خراب میباید
تا ستونم رسد به خیمهٔ او
سه قدح می طناب میباید
نقل و اسباب و لوت حاصل شد
یک صراحی شراب میباید
تو بده تا ترا ثواب بود
گر دلت را ثواب میباید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از عشق و دلبستگی به محبوب سخن میگوید. او با تمثیلهایی مانند آفتاب و زر ناب، بر قیمتی بودن محبوب تأکید میکند. شاعر میگوید که برای رسیدن به عشق و خوشبختی، باید از مستی و شادی گذشت و از می و شربت بهره برد. او همچنین اشاره میکند که برای دوست داشتن و کسب پاداش، باید دل را به عشق اختصاص داد. در کل، شعر از حس نیاز و تمنای عمیق شاعر به محبوبش حکایت میکند.