نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۴۷ - در قضا و قدر انوری

انوری ابیوردی / مقطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

خدای کار چو بر بنده‌ای فرو بندد

به هرچه دست زند رنج دل بیفزاید

وگر به طبع شود زود نزد همچو خودی

ز بهر چیزی خوار و نژند باز آید

چو اعتقاد کند کز کسش نباید چیز

خدای قدرت والای خویش بنماید

به دست بنده ز حل و ز عقد چیزی نیست

خدای بندد کار و خدای بگشاید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این ابیات به قدرت خداوند و تأثیر آن بر بندگانش می‌پردازد. او توضیح می‌دهد که اگر خداوند کار کسی را به دست بگیرد و او را در تنگنا قرار دهد، هر چه انجام دهد، بر رنج و درد دل او افزوده می‌شود. اما اگر شخصی به خداوند ایمان داشته باشد و اعتقاد کند که هیچ چیز از هیچ کس متوقع نیست، خداوند قدرت خود را به او نشان خواهد داد. در پایان، شاعر به این نکته تاکید می‌کند که هیچ چیز در دست بندگان نیست و تنها خداست که کارها را می‌بندد یا باز می‌کند.