نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۵۳ انوری

انوری ابیوردی / مقطعات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

بر کار جهان دل منه ایرا که نشاید

کین خوبی و ناخوبی هم دیر نپاید

چندان که بگفتم مهل کاخر روزی

آن سیم سیه گردد و آن حلقه بساید

پندم نپذیرفتی و خوکی شدی آخر

وامروز در این شهر کسی خوک نگاید

هم با دل پر دردی و هم با رخ پر موی

ای سرو لقا محنت از این بیش نیاید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به دنیا و ناپایداری آن اشاره می‌کند و می‌گوید که خوبی و بدی در این دنیا دوام نمی‌آورند. او به کسی که پندهایش را نپذیرفته و به راه نادرستی رفته است، می‌گوید که امروز در این شهر کسی به او توجه نمی‌کند. همچنین از درد و رنج خود سخن می‌گوید و به محبوبش اشاره می‌کند که دیگر طاقت رنج بیشتر را ندارد.