نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۶ - در شکایت زمان و حبس مجدالدین ابوالحسن عمرانی انوری

انوری ابیوردی / مقطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

گرچه در دور تو ای دریادل کان دستگاه

مدتی گرگان شبان بودند و دزدان محتسب

واندرین دوران که انصاف تو روی اندر کشید

فتنها شد ذوشجون و قصدها شد منشعب

سایه مفکن بر حدیث انقلابی کاوفتاد

کان نه اول حادثه است از روزگار منقلب

در خم دور فلک تا عدل باشد کوژپشت

عافیت را کی تواند بود قامت منتصب

کان و دریایی بنه در حبس دل بر اضطراب

زانکه کان پیوسته محبوسست و دریا مضطرب

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به توصیف وضعیتی نامساعد و تیره‌روز در دوران خود می‌پردازد. او به این موضوع اشاره می‌کند که در زمان‌های گذشته، اوضاع جامعه به گونه‌ای بود که گرگان (مردم خوب) مانند شبانان و دزدان (افراد بد) در کنار هم بودند. با آمدن انصاف و عدالت، اوضاع به هم ریخت و فتنه‌ها و نیت‌های ناپسند به وجود آمد. شاعر می‌گوید که مشکل تنها مختص به زمانه خود نیست و در تاریخ تکرار می‌شود. او به عدم ثبات در عدالت اشاره دارد و به مقایسه وضعیتی همچون "دریا و کان" می‌زند که همواره در حال کشمکش و اضطراب هستند. در نهایت، با اشاره به عدم آرامش و ثبات در زندگی، ناتوانی در دستیابی به عافیت را به تصویر می‌کشد.