شمارهٔ ۲۷۲ - در مدح بدرالدین الغ جاندار بک اینانج بلکا سنقر انوری
انوری ابیوردی / مقطعات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خداوندا تو آنی کافرینش
به کلی هست چون دریا و تو در
جهان را پهلوان چون تو نباشد
زهی از تو جهان را صد تفاخر
ندارد بیشهٔ دولت چو تو شیر
نزاید مادر گیتی چو تو حر
به گیتی فتنه کی بنشستی از پای
اگز نه تیغ تو گفتیش التر
فلک با اختران گفتا که آن کیست
که هست از خیل او چشم ظفر پر
رکاب تو ببوسیدند و گفتند
الغ جاندار بک اینانج سنقر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به ستایش خداوند و بینظیری او پرداخته است. شاعر خدا را مانند دریا میداند که کافران در برابر او هیچاند. همچنین به قدرت و بزرگی خداوند اشاره میکند و بیان میکند که هیچکس در جهان نمیتواند به عظمت او باشد. شاعر به فتنههای دنیا و قدرت خداوند در از بین بردن آنها اشاره کرده و از صفات عالی خداوند مانند شجاعت و حاکمیت او بر جهان سخن میگوید. در انتها، به عظمت و مقام خداوند در مقایسه با دیگر موجودات اشاره میکند و آن را ستایش میکند.