نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۸۱ - در مرثیه انوری

انوری ابیوردی / مقطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

هرگز گمان مبر که کمال‌الزمان بمرد

کو روح محض بود نه جسم فناپذیر

می‌دان که ساکنان فلک سیر گشته‌اند

از مطربی زهره بدین چرخ گنده پیر

خواهش گری به نزد کمال‌الزمان شدند

کو بود در زمانه درین علم بی نظیر

گفتند زهره را ز فلک دور کرده‌ایم

ای رشک جان زهره بیا جای او بگیر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی مفهوم کمال و وجود روح در زمانه‌ای که هر چیزی با گذر زمان دچار زوال می‌شود، می‌پردازد. شاعر به این نکته اشاره می‌کند که ساکنان فلک (آسمان) به جستجوی کمال و حقیقت رفته‌اند و از زیبایی و هنر (مطربی زهره) یاد می‌کند. در ادامه، به داستانی اشاره می‌کند که زیبایی زهره از آسمان دور شده و از خواستگاری به کمال اشاره می‌شود تا این جای خالی را پر کند. به طور کلی، شعر به جستجو برای یافتن کمال و زیبایی در دنیای متغیر می‌پردازد.