نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۹۵ انوری

انوری ابیوردی / مقطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

شب سیاه به تاریکی ار نشینم به

که از چراغ لئیمان به من رسد تابش

جگر بر آتش حرمان کباب اولیتر

که از سقایهٔ دونان کنند سیر آبش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به تاریکی شب اشاره می‌کند و از روشنایی چراغی به نام لییمان سخن می‌گوید که آرامش و روشنی را به او می‌دهد. او احساس می‌کند که درد و رنج او (حرمان) مانند جگر بر آتش است و تنها امیدش سیراب شدن از آب‌های ناپاک و بی‌کیفیت است. به طور کلی، شعر بیانگر احساس ناامیدی و longing شاعر است.