نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۹۹ انوری

انوری ابیوردی / مقطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

دوش دور از تو ای مدبر عقل

نه به تدبیر عقل دوراندیش

پیشت از گونه گونه بی‌نفسی

که نگون باد نفس کافرکیش

کرده‌ام آنکه یاد آن امروز

می‌کند جانم از خجالت ریش

هیچ دانی چگونه خواهم گفت

عذر می خوردگی و مستی خویش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این بیت شاعر به دوری و بی‌نظمی ناشی از عقل می‌پردازد و احساسات درونی‌اش را بیان می‌کند. او می‌گوید که این دوری از معشوق، او را خجالت‌زده و سردرگم کرده است. همچنین از دشواری ابراز احساساتش در حالت مستی و ضجرف بی‌نفسی می‌گوید و به عذرخواهی پرداخته و به نوعی ناتوانی‌اش در بیان حقیقت در موقعیت فعلی اشاره می‌کند.