شمارهٔ ۳۲۳ - در مطایبه انوری
انوری ابیوردی / مقطعات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
گویند که در طوس گه شدت گرما
از خانه به بازار همی شد زنکی لال
بگذشت به دکان یکی پیر حصیری
بر دل بگذشتش که اگر نیست مرا مال
تا چون دگران نطع خرم بهر تنعم
آخر نبود کم ز حصیری به همه حال
بنشست و یکی کاغذکی چکسه برون کرد
حاصل شده از کدیه به جوجو نه به مثقال
گفتا ده ده ده گز حصصیری سره را چند
نه از لللخ و از ککنب وزنه نه نال
شاگرد حصیری چو اداء سخنش دید
گفتش برو ای قحبهٔ چونین به سخن زال
تدبیر نمد کن به نمد گر شو ازیراک
تا نرخ بپرسی تو به دی ماه رسد سال
جان من و آن وعدهٔ نطع تو همین است
از بس که زنی قرعه و گیری به ادا فال
هان بر طبق عرض نهم حاصل این ذکر
هین در ورق هجو کشم صورت این حال
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در داستانی از طوس، زنی لال به گرما میرود و از کنار دکان پیرمرد حصیری عبور میکند. او در دلش نگرانی دارد که آیا مثل دیگران میتواند زندگی خوبی داشته باشد یا نه. زن تصمیم میگیرد که از پیرمرد بخواهد مقدار حصیر مورد نیازش را بگوید، اما صحبت او با شاگرد دکان به تنش میانجامد. شاگرد به او توهین میکند و او را بیاحترامی میکند. در نهایت، زن با ناامیدی به فکر میافتد که چگونه در این شرایط سخت زندگی کند. داستان به نوعی به مسائل اجتماعی و اقتصادی اشاره دارد و نشاندهنده چالشهای انسانها در برابر مشکلات زندگی است.