شمارهٔ ۳۴۲ انوری
انوری ابیوردی / مقطعات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
در آینه چون نگاه کردم
یک موی سفید خود بدیدم
زاندیشهٔ ضعف و وهم پیری
در آینه نیز ننگریدم
امروز به شانهای از آن موی
دیدم دو سه تار و برطپیدم
شاید که خورم غم جوانی
کز پیری خود چو بررسیدم
زایینهٔ معاینه بدیدم
وز شانه به صد زبان شنیدم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر وقتی به آینه نگاه میکند، متوجه یک موی سفید در سرش میشود که نمادی از پیری است. او به ضعف و تصور پیری فکر میکند اما آن را نادیده میگیرد. با این حال، وقتی صبح به شانهاش نگاه میکند، دو یا سه تار موی سفید را میبیند و احساس رنج و غم از جوانی و گذر زمان به او دست میدهد. در نهایت، او به تاثیر پیری بر خود پی میبرد و این حقیقت را با صدای ناگفتهای از شانه میشنود.