شمارهٔ ۳۳۴ - انوری در جواب این قطعه گفته و او را ستوده است انوری
انوری ابیوردی / مقطعات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)
به حمد و ثنا چون کنم رای نظمی
نه دشوار گویم نه آسان فرستم
ولیکن به حامی جناب حمیدی
اگر وحی باشد هراسان فرستم
ز فضل و هنر چیست کان نیست او را
بگو تا مرا گر بود آن فرستم
همی شرم دارم که پای ملخ را
سوی بارگاه سلیمان فرستم
همی ترسم از ریشخند ریاحین
که خار مغیلان به بستان فرستم
من و قطرهای چند سوئر سباعم
چه گویی که بر آب حیوان فرستم
من و ذرهای چند خاک زمینم
چه گویی که بر چرخ کیوان فرستم
به آبان گر از نکهت میوه بادی
نسیمی بدزدم به نیسان فرستم
چه فرمایی از صدمت سنگ و آهن
درخشی به خورشید رخشان فرستم
همهٔ روضهٔ من حشیش است یکسر
شوم دسته بندم به رضوان فرستم
همه لقمهای نیست بر خوان طبعم
کز آن زلهای پیش لقمان فرستم
کرا گرد دامن سزد گوی گردون
برش تحفهگوی گریبان فرستم
کسی را که نوباوهٔ وحی دارد
بقایای وسواس شیطان فرستم
سخن هست فرزند جانم ولیکن
خلف مینیاید مگر جان فرستم
نه شعرست سحرست از آن مینیارم
که نزدیک موسی عمران فرستم
غرض زین سخن چیست تا چند گویم
فلان را همی پیش بهمان فرستم
به معبود طیان و ممدوح حسان
اگر ژاژ طیان به حسان فرستم
بهانه است این چند بیت ارنه حاشا
که من زیره هرگز به کرمان فرستم
فرستاده شد گرچه نیکو نباشد
که زنگار آهن سوی کان فرستم
ز کم دانشی گاو گردون چوبین
بر شیر گردون گردان فرستم
وگرنه چرا با چو رستم سواری
چنین خر سواری به میدان فرستم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر نغز و پیچیده در مورد دشواری و زیبایی هنری سروده شده است. شاعر ابتدا به توصیف احساسات خود نسبت به نظم و شاعری میپردازد و اظهار میکند که نمیداند چگونه به ستایش بپردازد. او از ترس ریشخند دیگران و عدم قابلیتهای خود سخن میگوید، و اینکه احساس میکند نمیتواند آثارش را به درستی ارائه دهد. شاعر به تشبیههایی از طبیعت و هنر اشاره میکند و از مقایسه خود با شخصیتهای بزرگ تاریخ و ادبیات سخن به میان میآورد و در نهایت ابراز میدارد که با وجود تمام این مشکلات، نمیتواند از نوشتن دست بکشد. او بیان میکند که این اشعار بهانهای برای ابراز عواطف اوست و نشاندهنده تقلاهایش در مسیر هنر است و در نهایت بیان میکند که حتی اگر آثارش نیکو نباشد، باز هم از دل حقیقت و احساس او به وجود آمده است.