شمارهٔ ۳۴۳ - در اشتیاق دوستی و طلب مکاتبات ازو انوری
انوری ابیوردی / مقطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
ز روزگار به یک نامهٔ تو خرسندم
که در دعا همه آن خواهم از خداوندم
شنیدهام که به خرسند کم گراید غم
غمم چراست که از تو به نامه خرسندم
ز هرچه باشد خرسند را بسنده بود
چرا که بیتو همی عمر و عیش نپسندم
مرا و حال مرا بیجمال طلعت تو
صفت ندیدم از این به چو دل برافکندم
چنانکه تشنه به آب حیات و مرده به جان
به جان تو که به دیدارت آرزومندم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از خرسندی خود به خاطر دریافت نامهای از محبوبش میگوید و دعا میکند که همیشه در کنار او باشد. او بیان میکند که اگرچه غم ممکن است به سراغش بیاید، اما تنها از طریق نامه محبوبش احساس شادابی و خوشحالی میکند. شاعر اشاره دارد که به هیچ چیز دیگری جز حضور محبوبش راضی نیست و زندگی را بدون او نمیپسندد. در نهایت، او برای دیدار معشوقش مانند تشنهای به دنبال آب حیات و مردهای به دنبال جان، آرزو میکند.