شمارهٔ ۳۳۹ - فیالاشتیاق انوری
انوری ابیوردی / مقطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
به خدایی که عقل کلی را
بر درش سر بر آستان دیدم
از پی وصف حضرت عزش
دهن نطق بیزبان دیدم
که من از دوری تو دور از تو
بیتکلف هلاک جان دیدم
بیتو تاریک شد جهان بر من
که به روئیت همه جهان دیدم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به تمجید از خداوند و عظمت او پرداخته است. شاعر در آغاز، عقل کلی را در آستان الهی مشاهده میکند و گفتار بیزبانی را میبیند که به وصف خداوند میپردازد. او از دوری خداوند رنج میبرد و احساس میکند که بیاو جانش در خطر است. بدون وجود خدا، جهان برای او تیره و تار است و در عوض، با دیدن صورت الهی، تمام زیباییهای جهان را میتواند درک کند.