شمارهٔ ۳۶۲ - التماس کفش کند انوری
انوری ابیوردی / مقطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
فخر دین یک التماسست از توام
روزها شد تا همی پنهان کنم
خرده اکنون در میان خواهم نهاد
بر تو و بر خویشتن آسان کنم
کبشکی داری اگر بخشی به من
خویشتن در پیش تو قربان کنم
شکرهای آن کنم وانگاه چه
تا به کی تا کائنا من کان کنم
ور بفرمایی که دندان برکشم
سهل باشد برکشم فرمان کنم
بر میانم گر معد نبود خلال
چوبکی یابم که در دندان کنم
لیک از این پس در میان دوستانت
بس مساوی کز برای آن کنم
چیزهایی گویمت حقا که سگ
نان نبوید نیز اگر بر نان کنم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساسات عمیق و درونی شاعر است. او از عشق و نیاز خود به محبوبش سخن میگوید و به نوعی التماس میکند. روزها سعی کرده پنهان کند احساساتش، اما حالا میخواهد آنها را به اشتراک بگذارد. او از محبوبش میخواهد که اگر چیزی دارد به او ببخشد و از خودگذشتگیاش برای محبوب را بیان میکند. همچنین به این موضوع اشاره میکند که محبت و دوستی باید در میان دوستانش وجود داشته باشد و در نهایت به نوعی به بساوا به دیگران و وفاداری به عشق خود تأکید میکند.