نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۷ - در مدح گوید انوری

انوری ابیوردی / مقطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای سروری که از گل دل قامت قلم

بی‌خدمت دوات تو بسته کمر نخاست

بادا همیشه ملک جمال تو منتظم

کز کاف کن فکان چو وجودت گهر نخاست

بی‌طبع دلگشای تو از سنگ زر نخاست

بی‌لفظ جانفزای تو از نی شکر نخاست

دعوی همی کنم که در آفاق چون تویی

از مسند امامت صدری دگر نخاست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ی زیبایی و والایی معشوقه‌ است. شاعر با استفاده از تشبیه‌های زیبا و فرازهای بلندی به توصیف معشوق خود می‌پردازد و بیان می‌کند که بدون زیبایی و وجود او، همه چیز کم‌ارزش و بی‌معناست. او به قدرت کلام و تاثیر دل‌انگیز معشوقه‌اش اشاره می‌کند و در نهایت، از یکتایی و بی‌نظیری او در دنیا سخن می‌گوید.