نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۸ - در مدح موئتمن سرخسی انوری

انوری ابیوردی / مقطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

رتبت و تمیکن صدر موئتمن

همچو قدر و همتش بی‌منتهاست

آفتابش در سخاوت مقتدیست

واسمان را در کفایت مقتداست

طبع شد بیگانه با آز و نیاز

تا کفش با جود و بخشش آشناست

دست او را خواستم گفتن سخیست

باز گفتم نه غلط کردم سخاست

ای جوادی کز پی مدح و ثنات

بر من از مدح و ثنا مدح و ثناست

عالمی از کبریایی سر به سر

گرچه عالم سر به سر کبر و ریاست

زحمتی آورده‌ام بار دگر

گرچه روز و شب دلت در یاد ماست

کار شاعر زحمت آوردن بود

وانکه رحمت آورد کار شماست

هست مستغنی ز شرح از بهر آنک

شرح کردن زانچه می‌دانی خطاست

بادت اندر دولت باقی بقا

تا بقا از ایزد باقی بقاست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این متن به مدح و ستایش شخصیت بزرگی می‌پردازد که دارای فضایل بسیاری است. او را به عنوان فردی با بخشش و سخاوت وصف می‌کند که برای دیگران الگو و مقتداست. شاعر می‌گوید که چنین شخصی نیاز به ستایش ندارد زیرا خود به دلیل صفاتش شناخته شده است. در ادامه، به زحمتی که برای بیان این اشعار می‌کشد اشاره می‌کند و روشن می‌سازد که کار او دشوار اما با هدف یادآوری فضایل آن فرد است. در نهایت، شاعر آرزو می‌کند که این شخصیت گران‌قدر در زندگی‌اش همواره باقی بماند و ایزد به او بقا عطا کند.