شمارهٔ ۳۸۰ - در اظهار نیکنفسی خود گفته است انوری
انوری ابیوردی / مقطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
من توانم که نگویم بد کس در همه عمر
نتوانم که نگویند مرا بد دگران
گر جهان جمله به بد گفتن من برخیزند
من و این کنج و به عبرت به جهان در نگران
در بد و نیک جهان دل نتوان بست ازآنک
گذرانست بد و نیک جهان گذران
جز نکویی نکنم با همه تا دست رسد
که بر انگشت نپیچند بدم بیخبران
نفس من برتر از آن است که مجروح شود
خاصه از گب زدن بیهدهٔ بیبصران
گاو در خرمن من هست مرا میشاید
ریش گاوی بود آبستنی از کون خران
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهٔ ناپسند بودن قضاوتها و سخنهای منفی دیگران است. شاعر بیان میکند که او نمیتواند در مورد کسی بد بگوید و به همین دلیل از قضاوتهای دیگران متاثر نخواهد شد. هرچند که دیگران ممکن است در مورد او بد صحبت کنند، او بر این باور است که زندگی گذران است و نباید به نیکی و بدی آن دل بست. او تلاش میکند که تنها کارهای نیک انجام دهد و به قضاوتهای نادرست دیگران توجهی نداشته باشد. در نهایت، شاعر بر این نکته تأکید میکند که نفس او از آنچه که به او آسیب برساند برتر است و نباید خود را تحت تأثیر سخنان بیمعنا قرار دهد.