شمارهٔ ۳۸۳ - نصیحت انوری
انوری ابیوردی / مقطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
کم عیالی سعادتیست که مرد
نرود جز برای خویش بدان
مرد رد نیز بند تخته و غل
جز عیال گران مدان به جهان
گرچه مردانگی به جهد کند
نتواند شد از میان به کران
در کواکب نگاه کن به شگفت
تا ببینی دلیل این به عیان
ماه تنهاست زین سبب شب و روز
میکند گرد آسمان جولان
گاه باشد به شرق و گاه به غرب
گاه در حوت و گاه در سرطان
نعش مسکین که دختران دارد
لاجرم والهست و سرگردان
نه طلوعست مر ورا نه غروب
صعب کاریست این عیال گران
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به موضوع کمعیالی و دشواریهای آن میپردازد. او میگوید که داشتن خانواده و عیال برای مردان گران و چالشبرانگیز است و آنها باید بیشتر به خودشان فکر کنند. هرچند مردان تلاش میکنند، اما نمیتوانند از مشکلات عیالداری فرار کنند. شاعر با اشاراتی به کواکب و چرخش ماه، تأکید میکند که در زندگی نیز مانند ماه، شرایط متغیر بوده و آدمها در این میان سرگردانند، به ویژه اگر فرزندانی داشته باشند. در نهایت، او به دشواری عیالداری و ناامیدیهای ناشی از آن اشاره میکند.