نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۸۲ - در شکایت اهل زمان انوری

انوری ابیوردی / مقطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

روبهی می‌دوید از غم جان

روبه دیگرش بدید چنان

گفت خیرست بازگوی خبر

گفت خر گیر می‌کند سلطان

گفت تو خر نیی چه می‌ترسی

گفت آری ولیک آدمیان

می‌ندانند و فرق می‌نکنند

خر و روباهشان بود یکسان

زان همی ترسم ای برادر من

که چو خر برنهندمان پالان

خر ز روباه می‌بنشناسند

اینت کون خران و بی‌خبران

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این ابیات، روباه نگران و غمزده‌ای به همراه یک روباه دیگر به گفتگو می‌پردازند. اولی درباره خطراتی که ممکن است برایش پیش بیاید، سخن می‌گوید و نگران است که مردم او را با خر اشتباه بگیرند. او به این موضوع اشاره می‌کند که انسان‌ها قادر به تشخیص فرق بین خر و روباه نیستند و از این می‌ترسد که مانند خر با او رفتار شود. در نهایت، ترس او از عدم درک دیگران از وضعیت واقعی‌اش را نشان می‌دهد.