نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۷۷ - لغز به اسم سلطان سنجر و بیان آنکه عدد نام سنجر با پیغمبران مرسل یکیست انوری

انوری ابیوردی / مقطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

ای خردمند اگر گوش سوی من داری

قطعه‌ای بر تو بخوانم که عجب مانی از آن

در جهانداری و فرماندهی خلق خدای

بر سزاواری سلطان بنمایم برهان

سیصد و سیزده پیغمبر مرسل بودند

که فرستاده به هر وقت یکی را یزدان

نام سلطان به جمل چون عدد ایشانست

پس بود قاعدهٔ نظم جهان چون ایشان

فر او هرکه ببیند دهد انصاف که او

پادشاهیست به حق بر همه معمور جهان

گر ترا شبهت و شکیست در این دانی چه

شبهت و شک ترا حل نکند جز قرآن

شو اولی‌الامر بخوان پس عدد آن بشناس

به حساب جمل و مبلغ آن نیک بدان

تا بود راست حسابش چو حساب سنجر

چون که واوی که نه مقروست کنی زو نقصان

گر کسی گوید ما صد همه سنجر نامیم

گویمش نی‌نی منک چو اوئلوالامر بخوان

زانکه منکم ز شما باشد از روی لغت

باز از روی حساب ار تو بدانی سلطان

پس یقین شد که پس از باری و پیغمبر حق

نرسد بر همه آفاق جز او را فرمان

ای سه قرن از مدد عدل تو و رحمت حق

بوده سکان زمین بی‌خبر از دور زمان

ای به حق سایهٔ آن کس که ترا حافظ اوست

تا بود سایهٔ خورشید در آن حفظ بمان

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن اشاره به اهمیت و مقام سلطنت و فرمانروایی دارد. نویسنده به خردمندانی که به او گوش می‌دهند، می‌گوید که هر حکومتی باید به شایستگی و داده‌های مقدس قرآن تکیه کند. او به تعداد ۳۱۳ پیامبر اشاره می‌کند و می‌گوید که نام سلطانی با این تعداد همخوانی دارد؛ بنابراین، ترتیب و نظم جهان از طریق رهبری درست قابل تحقق است. نویسنده تأکید می‌کند که تنها با شناخت و پیروی از قرآن و اولیاء امور می‌توان به درک صحیحی از حکمرانی رسید و در نهایت، به اهمیت سلطنت در تأمین عدالت و رحمت در جهان اشاره می‌کند.