شمارهٔ ۳۸۵ - در مرثیه انوری
انوری ابیوردی / مقطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
ای جهانت به مهر دل جویان
آسمان هم در این هوس پویان
مویهگر گشته زهرهٔ مطرب
بر جهان و جهانیان مویان
عمر خوش خوی رو ترش کرده
بیتو بر زندگان چو بدخویان
کرده اجرام ماتمت بر وی
چرخ رایان مشتری رویان
من ز حج زیارتت عاجز
وانگه آن کعبه را به جان جویان
روزم از دود آتش تقدیر
تیره چون طرهٔ سیه مویان
خوانم از نعمت تو بود و نهاد
در کمی روی و داردش روی آن
زانکه پیوسته مردم چشمم
هست روی از غمت به خون شویان
ای که مستور عدت کف تست
قطره در ابر همچو بیشویان
نور و ظلمت ز پویهٔ قدمت
خاک کوی ات چو عاشقان بویان
نفس تو تازیان و در منزل
تازه گلهای ارجعی رویان
تو و سکان سده در نسبت
همه همشهریان و هم کویان
عرش رخ در جنابت آورده
قدس الله روحه گویان
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن شعری است که به عشق و longing نسبت به محبوب و جایگاه مقدس او اشاره دارد. شاعر از زیبایی و مهر محبوب صحبت میکند و به حالت دلتنگی و معشوقه خود اشاره میکند. او به دردی که از دوری محبوب احساس میکند و همچنین به زیباییهای جهان و تاثیر آنها بر زندگان میپردازد. شاعر به کعبه و زیارت آن نیز اشاره میکند و از محدودیتها و حسرتهای خود در این زمینه میگوید. در نهایت، شاعر با ابراز عشق و دوستی به محبوب و اشاره به زیباییها، به توصیف حال دل و خواستههای خود پرداخته است.