شمارهٔ ۳۹۴ - در مدح انوری
انوری ابیوردی / مقطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
ای جوان بخت پیر ملت و ملک
صدر دنیا امین دولت و دین
ای چهل سال نام و کنیت تو
بوده نقش نگین دولت و دین
چیست دانی محمد یوسف
علم آستین دولت و دین
خاتم و خامهٔ تواند هنوز
در یسار و یمین دولت و دین
تخم ذکر جمیل کاشتهای
سالها در زمین دولت و دین
داغ نام نکو نهادستی
عمرها بر سرین دولت و دین
دیده در عزم تو قضا پیدا
هم شک و هم یقین دولت و دین
کرده در حزم تو قدر پنهان
همه غث و سمین دولت و دین
نظر صائب ترا گوید
آسمان پیشبین دولت و دین
قلم منصف ترا خواند
چرخ حبل متین دولت و دین
چشم زخم قران کجا بیند
تا تو باشی قرین دولت و دین
راستی به ترا توان گفتن
خواجهٔ راستن دولت و دین
از تو معمور بود چندین گاه
حصنهای حصین دولت و دین
بیتو دیدی که از پی یک سهو
چون قفا شد جبین دولت و دین
تا قیامت چو باز دوخته چشم
مانده شیر عرین و دولت و دین
دیر مان ای به گونه گونه شرف
اختیار و گزین دولت و دین
تا کس از آفرین سخن گوید
بر تو باد آفرین دولت و دین
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به ستایش جوانی به نام محمد یوسف پرداخته است که نماد امید و قدرت ملت و دین است. شاعر به ویژگیهای برجسته او اشاره میکند و میگوید که نام او به عنوان علامت و نشانی از دولت و دین در تاریخ ثبت شده است. او تأکید میکند که محمد یوسف با علم و تدبیر خود، نقش مهمی در استحکام و پیشرفت جامعه دارد. در نهایت، شاعر با ابراز آرزوی موفقیت برای او، از او به عنوان شخصی با فضائل و شرافت یاد میکند که برای دین و ملت اهمیت دارد.