شمارهٔ ۳۹۶ - فی اقتراح الذهب انوری
انوری ابیوردی / مقطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
ای فلک قدری که در انگشت قدر و همتت
از شرف مهر فلک زیبد همی مهر نگین
هست یسر خادمان از خاتم تو در یسار
هست یمن چاکران از خامهٔ تو در یمین
مادحت را تا بدان رخ برفروزاند چو شمع
آن زهر کامی جدا چونان که موم از انگبین
آن نمیباید که آدم را برون کرد از بهشت
آن همی باید که با قارون فروشد در زمین
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به ستایش قدرت و همت الهی اشاره میکند و زیباییهایی که تحت تأثیر آن وجود دارد را توصیف میکند. او به اهمیت انسان و جایگاه او در بهشت اشاره میکند و تأکید میکند که نباید آدم را از بهشت خارج کرد. همچنین، او به نابودی کسانی مانند قارون که به طمع و ثروت دنیا میپردازند، اشاره دارد و این مطلب را به عنوان نوعی هشدار مطرح میکند. overall، شعر به قدرتمندی و زیباییهای وجود الهی و همچنین مسائل اخلاقی مرتبط با آن میپردازد.