نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۹۸ - در مذمت افلاک انوری

انوری ابیوردی / مقطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

ای پسر تا به فلک ظن سخاوت نبری

کانچه بدهد به یسارت بستاند به یمین

آفتابش که در این دعوی رایت بفراشت

اگر انصاف دهی آیت بخلیست مبین

از بخیلی نبود آنکه کسی دادهٔ خویش

برکشد از سر آن تا فکند در بر این

پارهٔ ابر سیه را ندهد بهرهٔ نور

تا به اندازهٔ آن باز نخواهد ز زمین

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به پسرش می‌گوید که بر سخاوت دیگران تردید نکند، زیرا آنها در واقع از بذل و بخشش خود کم نمی‌کنند. او تأکید می‌کند که اگر انصاف به خرج دهد، متوجه می‌شود که بخلی در کار نیست. چرا که کسی که چیزی می‌دهد، در واقع چیزی را از خود کم نمی‌کند و در نهایت، مانند ابر تیره‌ای که نمی‌تواند نور بخورد، هیچ چیز را به اندازه خود نمی‌گیرد.