شمارهٔ ۳۹۱ - پیراهن کتان سنبلی از فریدالدین کاتب خواهد انوری
انوری ابیوردی / مقطعات / وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)
ای پایهٔ دانش از دلت عالی
وی دیدهٔ بخشش از کفت روشن
آمال و نسیم و بوی خلق تو
یعقوب و نسیم و بوی پیراهن
پیراهن مدت تو دوران را
تا حشر فرو گرفته پیرامن
همچون زه و جیب قدر و رایت را
دست مه و آفتاب در گردن
ایام گریز پای سرگردان
بر پای تو سر نهاده چون دامن
آیا به چه فن توانمت دیدن
ای در همه فن چو مردم یک فن
از جیب کتان سنبلیی تو
سر برزده قلتبانی یعنی من
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به ستایش یک شخصیت والایی میپردازد که دانش و بخشندگیاش را تحسین میکند. او این شخصیت را به عنوان منبع امید و روشنی توصیف میکند و از تأثیرات مثبت او بر زندگی و اخلاق جامعه سخن میگوید. همچنین به غفلت و سرگردانی روزگار اشاره دارد که بر روی این شخصیت حساب میکند. شاعر در نهایت از پیچیدگیهای وجود او میگوید و به نوعی از خود و وجودش به عنوان بخشی از این تصویر سخن میگوید.