شمارهٔ ۴۱۷ - در طلب هیزم انوری
انوری ابیوردی / مقطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
ای ز دست تجاسر خادم
شربهای ملال نوشیده
اختلالی که من دارد
نیست بر خاطر تو پوشیده
بدو ایام بیض و من صایم
وز خطا در صواب کوشیده
نیم جوشیده دیگکی دارم
قلقلش گوش نانیوشیده
از طریق کرم توانی کرد
بدو چوبش تمام جوشیده
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، گوینده از خدمتی که به کسی کرده یاد میکند و به احساس ملال و ناامیدیاش اشاره دارد. او به اختلالات و مشکلاتی که تجربه کرده پی میبرد و از گذشتهای که در آن روزهدار بوده و سعی کرده درست عمل کند صحبت میکند. همچنین به داشتن کمی برنج در دیگ اشاره میکند و به نوعی به انتظاری که از رحمت و کرم طرف مقابل دارد، اشاره میکند. به عبارت دیگر، او از تلاش برای بهبود وضعیت و امید به کمک دیگران سخن میگوید.