نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۲۲ - در تهنیت تشریف انوری

انوری ابیوردی / مقطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

تو آن سپهر اثر صاحبی که پیک قدر

به نیک و بد ز بساط تو می‌برد نامه

به تازه کردن تاریخ رسمهای تو دهر

کجا بماند که روز نکرد هنگامه

ستارگان ز یمین و یسار آصف و جم

به خدمتی به تو آورده خاتم و خامه

ز قصد حادثه ایمن چو وحش و طیر حرم

به زیر سایهٔ عدل تو خاصه و عامه

شریف کسوت خاص خلیفه را که قضا

به مشتری ندهد بر سپهر خودکامه

جهان موازنه می‌کرد با کمال تو گفت

که کعبه را چه تجمل فزاید از جامه

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به ستایش شخصیت بزرگی اشاره دارد که اثرات او بر تاریخ و جهان مشهود است. او به نیکی و بدی‌ها اشاره می‌کند و بیان می‌کند که سرنوشت مردم در دستان اوست. ستارگان به خدمت او آمده‌اند و در زیر سایه عدل او، همه افراد از خاص و عام در امنیت هستند. شاعر از قدرت و مقام خاص خلیفه و ادعای عظمت کعبه صحبت می‌کند و تأکید می‌کند که جهان با کمال او در تعادل است و تجملات کعبه به دلیل عظمت او معنایی ندارد.