نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۱۹ - طلب قبا از مخدوم کند انوری

انوری ابیوردی / مقطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

شهاب دولت و دین ای کسی که هست مدام

نیاز راز تو عید و سؤال را روزه

ستاره را ز رواء تو کیک دریاچه

زمانه را ز سخای تو ریگ در موزه

ز سرخ‌رویی توفیق تست نزد خرد

سپید کار و سیه کاسه چرخ پیروزه

ز آب‌روی سخای تو روزکی چندست

که آز را بنبشته است آب در کوزه

ز تست پستهٔ سربستهٔ سپهر حرون

سبک اجابت و نازک‌شکن چو چلقوزه

بدان که موسم آنست مثل و جنس مرا

که روز چند برآرند رنگ بربوزه

عجب مدار که اندیشه‌مندیی دارم

به تازه کردن این کهنه‌های نادوزه

زداه ریزه‌ام آکنده خانه‌ایست چو گور

همه دو دست به هم برنهاده چون کوزه

اگر کرامت و دلسوزیی کنی چه عجب

که باد عالمت از دوستان دلسوزه

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به ستایش و گرامیداشت خدایی پرداخته است که همواره در کنار انسان‌هاست و نیازهای آن‌ها را برآورده می‌سازد. شاعر به زیبایی و سخاوت الهی اشاره می‌کند، و بر این باور است که هر چیزی که وجود دارد، از لطافت و تفکر خداوند نشأت گرفته است. او همچنین به کاستی‌های زندگی و ناپایداری آن اشاره می‌کند و می‌گوید که با نظر به لطف و کرامت الهی، انسان می‌تواند امید و نشاط را در لحظات سخت زندگی بیابد. در نهایت، شاعر از دوستان دلسوز خود یاد می‌کند و از آن‌ها به عنوان منبعی از محبت و کمک یاد می‌کند.