شمارهٔ ۴۱۶ - در مدح پادشاه زمان انوری
انوری ابیوردی / مقطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
ای خدایت به پادشاهی خلق
از ازل تا ابد پسندیده
ابد از کشتزار مدت تو
خوشهٔ عمر جاودان چیده
آبروی خدایگانی تو
خاک آدم به بیع بخریده
ابر عدلت که عافیت مطرست
سایه بر کاینات پوشیده
فتنه از بیم بخت بیدارت
شب فترت به خواب نادیده
گوش چرخ از صدای نوبت تو
جز نوای نفاذ نشنیده
آفرینش به چشم همت تو
التفات نظر نهارزیده
خصم در مجلس تو مسخرهوار
گردن از کاج در ندزدیده
رایت از هرچه نام هستی یافت
دادن دین و داد بگزیده
به سر تیغ ملک بگرفته
به سر تازیانه بخشیده
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به ستایش خداوند و قدرت او در پادشاهی و آفرینش میپردازد. شاعر به جاودانگی عمر و زندگی اشاره میکند و عدالت خداوند را که سایه بر کائنات افکنده ستایش میکند. او بیان میکند که بخت انسانها تحت تأثیر اراده خداوند است و در مجالس او، دشمنان خوار و مسخرهاند. در نهایت، شاعر به نقش سلطنت خداوند در برقراری عدالت و بخشندگی اشاره میکند.