نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۲۰ - در حسب حال خویش گوید انوری

انوری ابیوردی / مقطعات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)

تو با من نسازی که از صحبت من

ملامت فزاید شما را و تاسه

تو زر خواهی و من سخن عرضه دارم

تو در فاژه افتی و من در عطاسه

نه هرجا که باشد سخن زر نباشد

که پابند زر دیده‌ام صد حماسه

نه من بوفراسم امیر قبیله

تو خود می‌شناسی به علم فراسه

کتاب و کراسه است اینجا تجمل

چه آید ترا از کتاب و کراسه

گرفتم بود گندمین نان چو پاسخ

نباشد نه خوردی خدنگ و نه کاسه

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به تفاوت‌ها و ناهماهنگی‌های بین خود و دیگران اشاره دارد. او می‌گوید که اگرچه او سخنانی قابل توجه و عمیق دارد، اما دیگران ممکن است فقط به دنبال زر و مال باشند. شاعر از این موضوع ناراضی است و اشاره می‌کند که در این دنیای پر زرق و برق، حرف‌هایش به دل کسی نمی‌نشیند. او همچنین به این نکته می‌پردازد که علم و دانش واقعی ارزشمندتر از تجملات ظاهری و کتاب‌های سطحی است و در نهایت، بر ارزش نان و خوراک واقعی تأکید دارد.