نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۲۴ - شراب خواهد انوری

انوری ابیوردی / مقطعات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

ای بر سر سروران یگانه

بحر کرم تو بی‌کرانه

سیمرغ جلالت تو کرده

بر قبهٔ عرش آشیانه

می‌گیر جهان به روی خنجر

می‌بخش به پشت تازیانه

گر قصهٔ بنده را کنی گوش

آن سود ترا بود زیان نه

در خانه نشسته بود داعی

مخمور ز بادهٔ شبانه

در کنج خزیده چون کشیشی

آتشکده کرده تاب‌خانه

وز بهر شراب لعل در پیش

سیب و به و نقل خسروانه

وز بهر کباب کرده بر سیخ

کبک و بط و تیهو و سمانه

ساقی و شراب و شاهد خوب

شمعی دو نهاده در میانه

زین جمله که گفته‌ام ندارم

جز سبلت و ریش ابلهانه

از میر شراب و شاهد و شمع

دریوزه کنم بدین بهانه

اسباب معاشرت مهیا

از لوح کمانچه و چغانه

طنبور و کتاب و نرد و شطرنج

چنگ و دف و نای و شاخ و شانه

بنهاد به پیش انوری را

گنجشک و کبوتر کلانه

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به ستایش و مدح خداوند می‌پردازد و توصیفاتی از کرم و جلال او را در بر دارد. شاعر از حال و هوای خودش می‌گوید که در خانه نشسته و به می‌نوشی پرداخته است. در این فضای شاداب، او به لذت‌ها و خوشی‌های زندگی اشاره می‌کند: می‌خوردن، جمع کردن دوستان و آماده کردن اسباب تفریح و سرگرمی. او از این لذت‌های دنیوی به عنوان بهانه‌ای برای نزدیک شدن به حقیقت و عشق الهی یاد می‌کند و در نهایت، از اینکه چیزی جز ظاهری بی‌مقدار از خود ندارد، احساس فخر و ناز می‌کند. در کل، شعر تلاشی است برای توامان درک لذت‌های دنیوی و نزدیکی به معنویات.