شمارهٔ ۴۴۷ - در وصف بزرگی و کرم صاحب ترمد انوری
انوری ابیوردی / مقطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
دی ز من پرسید معروفی ز معروفان بلخ
از شما پوشیده چون دارم عزیز شادخی
گفت گیتی را سه دریا داد گیتی آفرین
هریکی زیشان محیط از غایت بیبرزخی
آن به ترمدوان به موصول وان سه دیگر در هرات
کیست بهتر زین سه عالی موج دریای سخی
گفتم او را حاش لله این تساوی شرط نیست
لاله هرگز کی کند رمحی و سوسن ناچخی
این میان صوفیان باشد که هنگام خطاب
شیخ هدهد را اخی خواند سلیمان را اخی
زانکه اندر خدمت این صاحب صاحبقران
مدحتی گویم که حکمش طاعتست از فرخی
منتظم گردد ز ملک موصل و حصن هرات
امتحان را این بهشتی غصه را آن دوزخی
مجلسش را میوهکش باشد جمال موصلی
مطبخش را دیگ شو گردد اثیر مطبخی
شادمان زی ای قدر قدرت خداوندی که هست
جای مغلوبی فلک را گر کنون با او چخی
از متانت حبل اقبالت چو شعر بوالفرج
وز عذوبت مشرب عیشت چو نظم فرخی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، سخن از معروفی از بلخ میشود که درباره شخصیت و مقام افراد مختلف پرسش میکند. شاعر به توضیح ویژگیهای سه دریا که نماد قدرت و جلال هستند، میپردازد و تأکید میکند که این دریاها هر یک ویژگیهای خاص خود را دارند و مقایسه میان آنها دشوار است. سپس شاعر به برتریهای خاصی که هر یک از این دریاها دارند اشاره میکند و به وجود دستوری از سوی خداوند به عنوان طاعت و اطاعت در خدمت خدا سخن میگوید. همچنین در انتها به وصف مجالس و زیباییهایی که در این مجالس وجود دارد اشاره میکند و از خوشی و لذتی که در زندگی وجود دارد سخن میگوید. شاعر در نهایت به قدرت خداوند اشاره میکند و زندگی را با شعر و نظم مقایسه میکند.