نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۷۰ - قسمت در توبه و انابه انوری

انوری ابیوردی / مقطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

به خدایی که بازگشت بدوست

که مرا بازگشت نیست به می

مگر از بهر حفظ قوت و بس

فارغ از چنگ و نای و بربط و نی

نکنم خدمت و نگویم شعر

گر جهان پر شود ز حاتم طی

جز که پیروز شاه عادل را

آنکه پیروزیست راتب وی

دگر آن کز دروغ باشم دور

فی‌المثل گر بود بادنی شیی

مگر اندر سه گونه حکم نجوم

چه بود پس کجا بود پس کی

نسگالم نفاق اگرچه جهان

پر شدست از سهیل تا به جدی

نه خیانت کنم نه اندیشم

انوری باش می‌چه‌گویی هی

خود کند هیچ‌کس که دیده بود

از پس سور مهر ماتم دی

بد نگویم بگو چرا گویم

ممتلی را بود که افتد قی

چون من از هیچ‌کس نباشم پر

اخطل آنجا همان بود کاخطی

نام کار دگر همی نبرم

که ندارند عاقلانش پی

که اگر گویم ار نه محفوظ است

عرق پاکم چنانکه نور از فی

دزد را نیک داند از کالا

پاسبان خلقته بیدی

ره ز نامرد گم شود بر مرد

ورنه پیدا شدست رشد از غی

خوار صحبت مباش تا باشی

صاحب صدهزار صاحب ری

قصه کوته شد آن کنم همه عمر

چونکه توفیق دادم ایزد حی

که اگر بر کفم نهی پس از آن

از ندامت رخم نیارد خوی

گر کنم خیره ارنه خود سوزم

گفته‌اند آخرالدواء الکی

این همه گفتم و همی گفتند

غضب و شهوت از سلول و ابی

عهده بر کیست این دعاوی را

همتم گفت قد ضمنت علی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به خدایی که به او بازمی‌گردد اشاره دارد و بیان می‌کند که او از می (نوشیدنی) فقط برای حفظ قوت استفاده می‌کند. او تأکید می‌کند که اگر جهان پر از سخنرانی‌ها و شعرهای زیبا شود، او به خدمت و شعر گفتن نمی‌پردازد مگر برای پیروزی شاه عادل. شاعر اشاره می‌کند که از دروغ دوری کرده و به حقیقت پایبند است. او نگاهی انتقادی به جهان دارد و نفاق و خیانت را نمی‌پذیرد و به اعمال نادرست دیگران اعتراض می‌کند. همچنین، او به اهمیت شرافت و صداقت در زندگی تأکید دارد و می‌گوید که نباید در جمع‌های نامناسب قرار گرفت. نهایتاً، شاعر بیان می‌کند که داستان او با توفیق الهی کوتاه شده است و اگر هدایت و رهنمایی از جانب خداوند باشد، او از هر گونه پشیمانی به دور خواهد بود.