شمارهٔ ۵۶ - از الب ارغون فرش و اسب و زین و خیمه خواسته انوری
انوری ابیوردی / مقطعات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
ایا خسروی کز پی جاه خویش
فلک را به جاهت نیاز آمدست
ازین یک غلام تو یعنی جهان
که با خفته بختم به راز آمدست
که داند که بیصبر کوتاه عمر
به رویم چه رنج دراز آمدست
نگوئیش کاندر جفای فلان
ز ما کی ترا این جواز آمدست
به کشتی نوحم رسان هین که غم
چو طوفان به گردم فراز آمدست
ترا سهل باشد مرا ممتنع
نه پای تو در سنگ آز آمدست
بده زانکه کارم درین کوچ تنگ
تو گویی مگر ترکتاز آمدست
از آن پس که اسبی و فرشیم نیست
به زینی و یک خیمه باز آمدست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره احساس حقارت و غربت انسانی است که برای رسیدن به مقام و منزلت تلاش میکند. شاعر به این مسئله اشاره میکند که برخی افراد برای رسیدن به جاه و مقام، با استفاده از دیگران و بالا بردن خود به قله میرسند. او به رنجهایی که در این مسیر کشیده اشاره میکند و از غمهایش میگوید. همچنین، شاعر به ضرورت یاری و کمک در مواجهه با مشکلات زندگی تأکید دارد و به رابطه با دیگران و نیاز به همدلی اشاره میکند. در نهایت، او از از دست دادن امکانات و نعمتهای زندگی lament میکند و به محدودیتهایی که بر او تحمیل شده است معترض است.