شمارهٔ ۶۰ - مطایبه در موفق سبعی انوری
انوری ابیوردی / مقطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
از آن سپس که به تعریض یک دوبارم رفت
که مردمی کن و بخشیده بیجگر بفرست
صفی موفق سبعی چو بارها میگفت
که گرت هیزم هر روزه نیست خر بفرست
شبی به آخر مستی به طیبتش گفتم
که آنچه گفتی ار خشک نیست تر بفرست
غلام را بفرستاد بامداد پگاه
نه زان قبل که ستوری پگاه تر بفرست
بگویم از چه جهت گفت خواجه میگوید
که آن حدیث به دست آمدست زر بفرست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن شعری است که به موضوعاتی چون عشق، مستی و درخواستهای عاشقانه میپردازد. شاعر در آن به یادآوری صحبتهای معشوق میپردازد و از او میخواهد که محبتش را به او ببخشد. همچنین به بامداد و ارسال گلی طلایی اشاره میکند و به این نکته اشاره دارد که باید داشتهای خوب و محبتآمیز را به یکدیگر منتقل کنند. در کل، این شعر به جستجوی عشق و زیباییهای آن میپردازد.