نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۶ انوری

انوری ابیوردی / مقطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

تا مشقت ره طاعت نبرد هرگز گفت

که ز آمد شد خدمت عصبم رنجورست

چون چنان شد که به هر گام دوره بنشیند

گر به خدمت نرسد در دو جهان معذورست

همه جور من از این کهنه دو صندوق تهیست

که به پریش گمان همه کس مغرورست

خانه چون خانهٔ بوبکر ربابیست ولیک

اندرو هیچ طرب نیست که بی‌طنبورست

ای دریغا که برون رفت بدر عمر و هنوز

در و دیوار تمنی همه نامعمورست

حال او دور مشو با کرم خویش بگو

تات گوید که چنین‌ها ز مروت دورست

صلت و بخشش و مرسوم و مواجب بگذار

آخر ار مزد نباشد کم اگر مزدورست

عید بگذشت و عروسی شد و سور آمده گیر

زانکه کابین شود آن را خلفی مقدورست

دانم این قطعه چو برخواند خواهد گفتن

تا چنین عید و عروسی است چه جای سورست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به طور کلی اشاره به دشواری‌های زندگی و خدمت به دیگران دارد. شاعر از رنج و زحمات خود در مسیر طاعت و خدمت می‌گوید و بر بی‌فایده بودن چنین تلاش‌هایی تأکید می‌کند. او اشاره می‌کند که خانه‌اش خالی از شادی و سرور است، و با وجود تلاش‌ها و امیدها، هنوز نتیجه‌ای حاصل نشده است. او به این نکته می‌پردازد که در زمان عید و شادی، باید از مشکلات و غم‌ها فاصله گرفت و به عشق و دوستی پرداخت. در نهایت، شاعر به اندازه‌گیری و ارزش دادن به عشق و روابط انسانی فرامی‌خواند و بیان می‌کند که در شرایط نامناسب، آنچه مهم است، محبت و دوستی است، نه فقط دیدگاه مادی و دنیوی.