شمارهٔ ۷۱ - لغزیست که در طلب خربزه گفته انوری
انوری ابیوردی / مقطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
ای کریمی که در زمین امید
هرچه رست از سحاب جود تو رست
لغزی گفتهام که تشبیهش
هست زاحوال بدسگال تو چست
آنچه از پارسی و تازی او
چون مرکب کنی دو حرف نخست
در مزان هرکه بیندش گوید
نامی از نامهای دشمن تست
باز چون با ز پارسیش افتاد
در ... مادرش چه سخت و چه سست
وانچه باقی بماند از تازیش
هست همچون شمایلش به درست
مر مرا در شبی که خدمت تو
روی بختم به آب لطف بشست
دادهای آن عدد که بر کف راست
پشت ابهام از رکوع آن جست
بده ار پخته شد و گر نی نی
نه تو در بصرهای نه من در بست
در دو هستیت نیستی مرساد
تا که مرفوع هست باشد هست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره امید و کرامت الهی است. شاعر از خداوند میخواهد که رحمت و بخشش خود را بر او نازل کند و به او یاری دهد. او به تضادها و چالاکیهای درونی خود اشاره میکند و این را با استفاده از زبان فارسی و عربی بیان میکند. مضمون کلی شعر بر ارتباط انسان با خدا، نکات معنوی و تلاش برای درک حقیقت وجودی انسان و خداوند متمرکز است. شاعر در نهایت به بیثباتی دنیای مادی اشاره میکند و از خداوند میخواهد که او را در مسیر راست و صحیح هدایت کند.