شمارهٔ ۷ - در التماس شراب انوری
انوری ابیوردی / مقطعات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
ایا صدری که از روی بزرگی
فلک را نیست با قدر تو بالا
خجل از قدر و رایت چرخ و انجم
غمی از دست و طبعت ابر و دریا
کله با همتت بنهاده کیوان
کمر در خدمتت بربسته جوزا
ثریا با علو همت تو
به نسبت چون ثری پیش ثریا
بر دست جوادت چرخ سفله
بر رای صوابت عقل شیدا
کفت پیوسته قسمتگاه روزی
درت همواره ماوا جای آلا
به فضل این قطعه برخوان تا که گردد
نهان بنده بر رای تو پیدا
به اقبال تو دارم عشرتی خوش
حریفانی چو بختت جمله برنا
مزین کرده مجلسمان نگاری
بنامیزد زهی شیرین و زیبا
نشسته ز اقتضای طالع سعد
به خلوت بارهی چون سعد و اسما
ز زلفش دست من چون روز وامق
ز وصلش روز من چون روی عذرا
موافق همچو با فرهاد شیرین
مساعد همچو با یوسف زلیخا
بر آن دل کرده خوش کز وصل دوشین
کهمان چونین بود امروز و فردا
چو چشمش نیم مستیم و مرا نیست
علاج درد او یعنی که صهبا
چه صفراهاست کامروز او نکردست
در این یک ساعت از سودای حمرا
به انعام تو میباید که گردد
نظام مجلس تو مجلس ما
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره جهات مختلف بزرگی و مقام انسانی و مقایسه آن با عناصر طبیعت و آسمان است. شاعر به ستایش از محبوب یا شخصیت بزرگی میپردازد که برتریهایش از آسمان و چرخ فلک نیز بیشتر است. او با برانگیختن احساسات و توصیف زیباییها، به شادی و خوشبختی در زندگی اشاره میکند و در نهایت میخواهد که با لطف آن شخصیت، مجلس و زندگیاش نظم و ترتیب بگیرد و در آن خوشی و زیبایی حاکم شود. شعر همچنین به احساس عشق و دلتنگی اشاره دارد و از پیوندهای عاطفی و دلمشغولیهای عاشقانه سخن میگوید.