نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳ - موعظه در رفع امل انوری

انوری ابیوردی / مقطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

نزد طبیبِ عقلِ مبارکُ قدم شدم

حالِ مزاج خویش بگفتم، کَما جریٰ

دل را چو از عفونتِ اخلاطِ آرزو

محموم دید و سرعت نبضم بر آن گوا

گفتا بدن ز فضلهٔ آمال ممتلی است

سوء المزاجِ حرص اثر کرده در قوا

بی‌شک بود مولِدِ تب لرزهٔ نیاز

نامنهضمُ غذایِ امل بر سرِ غذا

ای دل، به عونِ مُسهِلِ سقمونیایِ صبر

وقتست اگر به تنقیه کوشی ز امتلا

مقصود از این میانه اگر حقنهٔ دلست

اول قدم ز اکل فضولست احتما

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر به طبیب عقل مراجعه می‌کند و حال خود را شرح می‌دهد. او دلش را بیمار و نبضش را سریع می‌یابد. طبیب می‌گوید بدن او مملو از آرزوهای بی‌مورد است و این حرص بر قوای او تاثیر گذاشته است. او می‌افزاید تب و لرز ناشی از نیازهای نامحدود است و غذای بی‌کیفیت موجب این وضع شده است. شاعر به دلش توصیه می‌کند که برای بهبود، باید از تجمع اضافات پرهیز کند و نخستین قدم، پرهیز از خوردن اضافات است.