شمارهٔ ۷۸ انوری
انوری ابیوردی / مقطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
انوری را ز حرص خدمت تو
چون بر آتش بود قدم پیوست
نتواند که زحمتت ندهد
گاه و بیگه چه هوشیار و چه مست
هست اینک ندیم حلقهٔ در
ای جهان بر در تو بارش هست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از عشق و اشتیاق خود به محبوب صحبت میکند. او میگوید که همچنان که در آتش ایستاده، نمیتواند از خدمت به محبوبش دست بردارد. حتی در اوج خستگی و مستی، نمیتواند از زحمت برای محبوب فاصله بگیرد. شاعر به محبوبش تأکید میکند که او همیشه آماده خدمت است و همیشه در انتظار دیدار اوست.