نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

رباعی شمارهٔ ۳۴ انوری

انوری ابیوردی / رباعیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

دی با تو چنان شدم به یک خاست و نشست

کز من اثری نماند جز باد به دست

از شرم بمیرم ار بپرسی فردا

کان دلشده زنده هست گویند که هست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این بیت بیان می‌کند که در حضور معشوق، چنان تحت تأثیر او قرار گرفته که تمام وجودش را از دست داده و تنها چیزی که از او باقی مانده، باد است. او از شرم می‌میرد اگر از معشوق بپرسند که آیا هنوز دلش زنده است یا نه، چون در واقع نیز دلش به خاطر عشق او زنده است.