رباعیات — دیوان اشعار انوری
فهرست شعرها
- رباعی شمارهٔ ۲ — پیوسته حدیث من به گوشت بادا
- رباعی شمارهٔ ۱ — گفتم که به پایان رسد این درد و عنا
- رباعی شمارهٔ ۴ — آورد زری عماد رازی بچه را
- رباعی شمارهٔ ۳ — نه صبر به گوشهای نشاند ما را
- رباعی شمارهٔ ۵ — ای هجر مگر نهایتی نیست ترا
- رباعی شمارهٔ ۷ — هم طبع ملول گشت از آن شعر چو آب
- رباعی شمارهٔ ۶ — این دل چو شب جوانی و راحت و تاب
- رباعی شمارهٔ ۸ — زان روی که روز وصل آن در خوشاب
- رباعی شمارهٔ ۹ — آن شد که به نزدیک من ای در خوشاب
- رباعی شمارهٔ ۱۱ — هرچند که بر جزو بود کل غالب
- رباعی شمارهٔ ۱۰ — بوطالب نعمه ای سپهرت طالب
- رباعی شمارهٔ ۱۲ — ای گوهر تو بر آفرینش غالب
- رباعی شمارهٔ ۱۶ — همواره چو بخت خود جوانی بادت
- رباعی شمارهٔ ۱۷ — با بخل بود به غایتی پیوندت
- رباعی شمارهٔ ۱۹ — سیاره به خدمت سپرد خاک درت
- رباعی شمارهٔ ۱۸ — ای سغبهٔ آنانکه نمیجویندت
- رباعی شمارهٔ ۱۵ — ای گشته ضمیر چون بهشت از یادت
- رباعی شمارهٔ ۲۰ — در وصل تو عزم دل من روز نخست
- رباعی شمارهٔ ۱۳ — بس شب که به روز بردم اندر طلبت
- رباعی شمارهٔ ۱۴ — دل باز چو بر دام غم عشق آویخت
- رباعی شمارهٔ ۲۳ — جدت ورق زمانه از جور بشست
- رباعی شمارهٔ ۲۴ — هجری که به روز غم مبادا دل و دست
- رباعی شمارهٔ ۲۷ — با موزه به آب در دویدی به نخست
- رباعی شمارهٔ ۲۶ — ای شاه ز قدرتی که در بازوی تست
- رباعی شمارهٔ ۲۸ — کار تنم از دست دلم رفت ز دست
- رباعی شمارهٔ ۲۵ — جانا به تن شکسته و عزم درست
- رباعی شمارهٔ ۲۱ — آتش به سفال برنهادی ز نخست
- رباعی شمارهٔ ۲۲ — دستم که به گوهر قناعت پیوست
- رباعی شمارهٔ ۳۳ — از حادثهای که هرچه زو گویم هست
- رباعی شمارهٔ ۳۰ — بوطالب نعمه ای گشادهدل و دست
- رباعی شمارهٔ ۳۵ — گفتند که شعر تو ملک داشت به دست
- رباعی شمارهٔ ۳۴ — دی با تو چنان شدم به یک خاست و نشست
- رباعی شمارهٔ ۳۶ — ای عهد تو عید کامرانی پیوست
- رباعی شمارهٔ ۳۲ — دی میشد و از شکوفه شاخی در دست
- رباعی شمارهٔ ۳۱ — ای صبر ز دست دل معشوقهپرست
- رباعی شمارهٔ ۲۹ — دل در خم آن زلف معنبر بنشست
- رباعی شمارهٔ ۴۴ — در سایهٔ آن زلفِ مشوش که تو راست
- رباعی شمارهٔ ۳۷ — گفتند که گل چمن به یکبار آراست
- رباعی شمارهٔ ۳۸ — در کوی تو هیچ کار من ناشده راست
- رباعی شمارهٔ ۳۹ — عدل تو زمانه را نگهدار بس است
- رباعی شمارهٔ ۴۳ — ای شاه جهان ملک جهان حسب تراست
- رباعی شمارهٔ ۴۲ — از تو طمعم یکی صراحی باده است
- رباعی شمارهٔ ۴۰ — دل بر سر عهد استوار خویش است
- رباعی شمارهٔ ۴۱ — عشقی که همه عمر بماند این است
- رباعی شمارهٔ ۴۵ — دوشینه شب ارچه جانم از رنج بکاست
- رباعی شمارهٔ ۵۰ — آن چهره که هرکه وصف او بشنیدست
- رباعی شمارهٔ ۴۷ — تا حادثه قصد آل عمران کردست
- رباعی شمارهٔ ۵۲ — چون حسن تو رنج من به عالم سمرست
- رباعی شمارهٔ ۴۶ — کون خر ملک ریش گاو افتادست
- رباعی شمارهٔ ۴۸ — زلف تو از آن دم که دلم بربودست
- رباعی شمارهٔ ۴۹ — شاها به خدایی که ترا بگزیدست
- رباعی شمارهٔ ۵۱ — فرمان تو بر جهان قضای دگرست
- رباعی شمارهٔ ۵۶ — دل در هوس شراب گلرنگ خوشست
- رباعی شمارهٔ ۵۷ — آن چیست که مقصود جهانی آنست
- رباعی شمارهٔ ۵۳ — در هر طرفی اگرچه یاری دگرست
- رباعی شمارهٔ ۵۵ — با رای تو صبح ملک بیگه خیزست
- رباعی شمارهٔ ۵۴ — دیدار تو در جهان جهانی دگرست
- رباعی شمارهٔ ۵۸ — با دل گفتم چو یار بی فرمانست
- رباعی شمارهٔ ۵۹ — با آنکه دلم در غم هجرت خونست
- رباعی شمارهٔ ۶۰ — پایی که ز بند عالمی بیرونست
- رباعی شمارهٔ ۶۷ — میآمد و از دیدهٔ ما مینگریست
- رباعی شمارهٔ ۶۶ — ای شاه نجیب کفشگر دانی کیست
- رباعی شمارهٔ ۶۸ — از وصل تو بر کناره میباید زیست
- رباعی شمارهٔ ۶۲ — تا دست امید ما شکستیم ز دوست
- رباعی شمارهٔ ۶۳ — هردم ز تو گر تازه غمی باید هست
- رباعی شمارهٔ ۶۱ — گر شرح نمیدهم که حالم چونست
- رباعی شمارهٔ ۶۵ — هجران تو دوش چون به من درنگریست
- رباعی شمارهٔ ۶۴ — تا خرمن آز را دلت پیمانهست
- رباعی شمارهٔ ۷۲ — پای تو اگرچه در وفا محکم نیست
- رباعی شمارهٔ ۷۳ — تا چند طلب کنم وفای تو که نیست
- رباعی شمارهٔ ۷۴ — گر درخور قدر همتم سیمی نیست
- رباعی شمارهٔ ۷۵ — محنتزدهای که کلبهای داشت به دشت
- رباعی شمارهٔ ۶۹ — ای دل یارت که سر به سر کبر و منیست
- رباعی شمارهٔ ۷۰ — بوطالب نعمه طالب نعمت نیست
- رباعی شمارهٔ ۷۶ — گر بنده دو روز خدمتت را بگذاشت
- رباعی شمارهٔ ۷۱ — پایی که نه در هوای تو در گل نیست
- رباعی شمارهٔ ۷۷ — اندوه تو چون دلم به شادی نگذاشت
- رباعی شمارهٔ ۸۱ — دلبر ز وفا و مهر یکسر بگذشت
- رباعی شمارهٔ ۷۹ — اندوه تو چون دلم به شادی انگاشت
- رباعی شمارهٔ ۷۸ — چون آتش سودای تو جز دود نداشت
- رباعی شمارهٔ ۸۰ — عمری که تر و خشک من آن بود گذشت
- رباعی شمارهٔ ۸۳ — با گل گفتم شکوفه در خاک بخفت
- رباعی شمارهٔ ۸۲ — با دل گفتم که آن بتم دوش نهفت
- رباعی شمارهٔ ۸۴ — چشمم ز غمت به هر عقیقی که بسفت
- رباعی شمارهٔ ۹۲ — حامی جهان ز جور افلاک برفت
- رباعی شمارهٔ ۸۵ — از گردش این هفت مخالف بر هفت
- رباعی شمارهٔ ۸۶ — سلطان که جهان جواد ازو بیش نیافت
- رباعی شمارهٔ ۸۹ — سلطان که جهان به عدل آراست برفت
- رباعی شمارهٔ ۹۰ — دلبر چو دلم به عشوه بربود برفت
- رباعی شمارهٔ ۸۸ — معشوق مرا عهد من از یاد برفت
- رباعی شمارهٔ ۸۷ — عیشی که نمودم از جوانی همه رفت
- رباعی شمارهٔ ۹۱ — آن بت که به انصاف نکو بود برفت
- رباعی شمارهٔ ۹۴ — از شعلهٔ لاله جهان نور گرفت
- رباعی شمارهٔ ۹۳ — آن بت که دلم به زلف چون شست گرفت
- رباعی شمارهٔ ۹۵ — چون با غم عشق تو دلم ساز گرفت
- رباعی شمارهٔ ۹۶ — ای دل بخر آن زلف که دستت نگرفت
- رباعی شمارهٔ ۹۷ — با یار مرا زور و ستم درنگرفت
- رباعی شمارهٔ ۱۰۰ — عمری بادت کزو به رشک آید نوح
- رباعی شمارهٔ ۹۸ — ای روزی خصم پیش خورد حشمت
- رباعی شمارهٔ ۹۹ — تا روز به شب چو سوسنم بیرویت
- رباعی شمارهٔ ۱۰۳ — دادم به امید روزگاری بر باد
- رباعی شمارهٔ ۱۰۵ — با هرکه زبان چرخ رازی بگشاد
- رباعی شمارهٔ ۱۰۶ — با قدر تو آب آسمان ریخته باد
- رباعی شمارهٔ ۱۰۷ — در چشمهٔ تیغ بیکفت آب مباد
- رباعی شمارهٔ ۱۰۴ — جوهر که ز ایزدش همی نامد یاد
- رباعی شمارهٔ ۱۰۸ — هرگز دلم از وفای تو فرد مباد
- رباعی شمارهٔ ۱۰۱ — عمری جگرم خورد ز بدخویی چرخ
- رباعی شمارهٔ ۱۰۲ — از چرخ که کامی به مرادم ننهاد
- رباعی شمارهٔ ۱۱۵ — هر تیره شبی که ره به روزی نبرد
- رباعی شمارهٔ ۱۱۶ — بوطالب نعمه آن جهانی همه مرد
- رباعی شمارهٔ ۱۱۰ — حسن تو مرا ز نیکوان شاهی داد
- رباعی شمارهٔ ۱۰۹ — ای شاه زمین دور زمان بیتو مباد
- رباعی شمارهٔ ۱۱۱ — مریخ سلاح چاوشان تو برد
- رباعی شمارهٔ ۱۱۳ — آن نور که ملک یافت از روی تو فرد
- رباعی شمارهٔ ۱۱۲ — چون نیست یقین که شب چه خواهد آورد
- رباعی شمارهٔ ۱۱۴ — عاقل چو به حاصل جهان درنگرد
- رباعی شمارهٔ ۱۱۹ — خود عهد کسی کسی چنین بگذارد
- رباعی شمارهٔ ۱۲۰ — گر یک شبه وصل بتم آواز آرد
- رباعی شمارهٔ ۱۲۴ — نه دل ز وصال تو نشانی دارد
- رباعی شمارهٔ ۱۲۳ — بیننده که چشم عاقبتبین دارد
- رباعی شمارهٔ ۱۲۲ — گر دوست مرا به کام دشمن دارد
- رباعی شمارهٔ ۱۲۱ — باد سحری گذر به کویت دارد
- رباعی شمارهٔ ۱۱۷ — این عمر که سرمایهٔ ملکیست نه خرد
- رباعی شمارهٔ ۱۱۸ — صد پرده شبی فلک ز من بردارد
- رباعی شمارهٔ ۱۳۲ — در عرصهٔ ملکی که کمی نپذیرد
- رباعی شمارهٔ ۱۳۰ — آن کو به من سوخته خرمن نگرد
- رباعی شمارهٔ ۱۲۵ — دل گرچه غمت ز جان نهان میدارد
- رباعی شمارهٔ ۱۳۱ — سی سال درخت بخت من بار آورد
- رباعی شمارهٔ ۱۲۸ — دل در غم تو گر به مثل جان نبرد
- رباعی شمارهٔ ۱۲۷ — با آنکه غم عشق تو از من جان برد
- رباعی شمارهٔ ۱۲۶ — شب رایت مشک رنگ بر کیوان برد
- رباعی شمارهٔ ۱۲۹ — موری که به چاه شست بازی گذرد
- رباعی شمارهٔ ۱۴۰ — روزی که خرد سرشک رنگین ریزد
- رباعی شمارهٔ ۱۳۷ — خاک قدم تو تاج خورشید ارزد
- رباعی شمارهٔ ۱۳۴ — گر دست غم تو دامن من گیرد
- رباعی شمارهٔ ۱۳۹ — رای تو که صلح روز ملک انگیزد
- رباعی شمارهٔ ۱۳۳ — روی تو که شمع لاله زو درگیرد
- رباعی شمارهٔ ۱۳۵ — روی تو به دلبری جهان میگیرد
- رباعی شمارهٔ ۱۳۶ — رایت که جهان به پشت پای اندازد
- رباعی شمارهٔ ۱۳۸ — جانا غم تو به هر عطایی ارزد
- رباعی شمارهٔ ۱۴۵ — آخر دل من به وصل پیروز نشد
- رباعی شمارهٔ ۱۴۴ — رای تو به هیچ رای خرسند نشد
- رباعی شمارهٔ ۱۴۶ — عدل تو چو سایه بر ممالک پوشد
- رباعی شمارهٔ ۱۴۷ — با آنکه زمانه جز بدی نسگالد
- رباعی شمارهٔ ۱۴۸ — زلف تو به فتنه باز بیرون آمد
- رباعی شمارهٔ ۱۴۱ — تشریف هوای تو به هر جان نرسد
- رباعی شمارهٔ ۱۴۳ — از عشق تو درجهان سمر خواهم شد
- رباعی شمارهٔ ۱۴۲ — نه مشکل روزگار حل خواهد شد
- رباعی شمارهٔ ۱۵۳ — چون سایه دویدم از پسش روزی چند
- رباعی شمارهٔ ۱۵۱ — آنی که کفت ضامن ارزاق آمد
- رباعی شمارهٔ ۱۵۶ — آن روز که جان نامهٔ عشق تو بخواند
- رباعی شمارهٔ ۱۵۵ — پست افکندم غم تو ای سرو بلند
- رباعی شمارهٔ ۱۵۲ — رنجی که مرا ز هجر آن ماه آمد
- رباعی شمارهٔ ۱۵۴ — ای دل چه کنی به عشوه خود را خرسند
- رباعی شمارهٔ ۱۵۰ — تا رای تو از قدح به شمشیر آمد
- رباعی شمارهٔ ۱۴۹ — رخسار تو چون سوسن آزاد آمد
- رباعی شمارهٔ ۱۶۲ — ای دیده دل آیت بلا میخواند
- رباعی شمارهٔ ۱۶۰ — چندان که مرا دلبر من رنجاند
- رباعی شمارهٔ ۱۶۴ — هم ابر به دست درفشانت ماند
- رباعی شمارهٔ ۱۶۱ — یکباره مرا بلایت از پای نشاند
- رباعی شمارهٔ ۱۶۳ — چون روز علم زد به حسامت ماند
- رباعی شمارهٔ ۱۵۷ — خوی تو ز دوستی چو دامن بفشاند
- رباعی شمارهٔ ۱۵۹ — با آنکه همه کار جهان او راند
- رباعی شمارهٔ ۱۵۸ — ای دل ز هزار دیده خون میراند
- رباعی شمارهٔ ۱۶۵ — خورشید به روشنی رایت ماند
- رباعی شمارهٔ ۱۶۶ — با روی تو از عافیت افسانه بماند
- رباعی شمارهٔ ۱۶۹ — تا طارم نه سپهر آراستهاند
- رباعی شمارهٔ ۱۶۷ — مسعود سعادت جهان بود نماند
- رباعی شمارهٔ ۱۶۸ — ما را به جز از نیاز هیچ چیز نماند
- رباعی شمارهٔ ۱۷۱ — یاران به جهان چشم چو گل بگشادند
- رباعی شمارهٔ ۱۷۰ — چشم و دل من که هرچه گویم هستند
- رباعی شمارهٔ ۱۷۲ — زان پس که دل و دیده بر من سپرند
- رباعی شمارهٔ ۱۷۸ — خوش خوش چو مرا دم تودر دام افکند
- رباعی شمارهٔ ۱۷۹ — گردون به خیال سیر نانت نکند
- رباعی شمارهٔ ۱۷۳ — بس دور که چرخ و اختران بگذراند
- رباعی شمارهٔ ۱۸۰ — شادم به تو گر فلک حزینم نکند
- رباعی شمارهٔ ۱۷۵ — زلف تو مصاف عنبر تر شکند
- رباعی شمارهٔ ۱۷۴ — در بزمگهی که مطربی کوس کند
- رباعی شمارهٔ ۱۷۶ — دلدار دل مرا ز من باز افکند
- رباعی شمارهٔ ۱۷۷ — دلبر چو ز من قوت روان باز افکند
- رباعی شمارهٔ ۱۸۲ — سلطان غمت بندهنوازی نکند
- رباعی شمارهٔ ۱۸۳ — گلها چو به باغ جلوه را ساز کنند
- رباعی شمارهٔ ۱۸۱ — شمشیر تو با خصم تو پیمان نکند
- رباعی شمارهٔ ۱۸۴ — این طایفه گر مروت آیین نکنند
- رباعی شمارهٔ ۱۸۵ — قومی که در این سفر مرا همراهند
- رباعی شمارهٔ ۱۸۶ — گردون چو نشست و خاست تو میبیند
- رباعی شمارهٔ ۱۸۸ — گفت آنکه مرا ره سلامت بنمود
- رباعی شمارهٔ ۱۸۷ — چشم تو در آیینه به چشم تو نمود
- رباعی شمارهٔ ۱۹۳ — دوشم ز فراق تو همه شیون بود
- رباعی شمارهٔ ۱۹۴ — یک نیم دمم از جهان به دست آمده بود
- رباعی شمارهٔ ۱۹۲ — گردون به وصال ما موافق زان بود
- رباعی شمارهٔ ۱۹۰ — با دل گفتم که عشق چون روی نمود
- رباعی شمارهٔ ۱۹۵ — بر عید رخت دلم چو پیروز نبود
- رباعی شمارهٔ ۱۸۹ — دستت به سخا چون ید بیضا بنمود
- رباعی شمارهٔ ۱۹۶ — دل درخور صحبت دلافروز نبود
- رباعی شمارهٔ ۱۹۱ — شبها ز غمت ستم کشم باید بود
- رباعی شمارهٔ ۱۹۷ — گل یک شبه شد هین که چو گستاخ شود
- رباعی شمارهٔ ۲۰۴ — آن روز که بنده خاک خدمت بوسید
- رباعی شمارهٔ ۱۹۹ — آخر غم غور از دلم دور شود
- رباعی شمارهٔ ۲۰۰ — تسلیم چو بر حادثه پیروز شود
- رباعی شمارهٔ ۱۹۸ — هر کو نه به خدمت تو خرسند شود
- رباعی شمارهٔ ۲۰۱ — آنرا که خرد مصلحتآموز شود
- رباعی شمارهٔ ۲۰۲ — با آنکه غم از دلم برون مینشود
- رباعی شمارهٔ ۲۰۳ — یک شب مه گردون به رخت مینگرید
- رباعی شمارهٔ ۲۱۱ — دی قهر تو گفتی که اجل میزاید
- رباعی شمارهٔ ۲۰۶ — زان پس که وصال روی در پرده کشید
- رباعی شمارهٔ ۲۱۲ — زلف تو که در فتنه کنون میآید
- رباعی شمارهٔ ۲۰۵ — بیداد فلک پردهٔ رازم بدرید
- رباعی شمارهٔ ۲۰۷ — در مستی اگر ببرد خوابم شاید
- رباعی شمارهٔ ۲۰۹ — یک در فلک از امید من نگشاید
- رباعی شمارهٔ ۲۰۸ — جان یک نفس از درد تو میناساید
- رباعی شمارهٔ ۲۱۰ — بس راه که پای همتم پیماید
- رباعی شمارهٔ ۲۱۸ — باری بنگر که چشم من چون گرید
- رباعی شمارهٔ ۲۱۹ — با گل گفتم ابر چرا میگرید
- رباعی شمارهٔ ۲۱۳ — گر بنده ز آب میبترسد شاید
- رباعی شمارهٔ ۲۲۰ — گفتم ز فراق یاسمن میگرید
- رباعی شمارهٔ ۲۱۶ — هم توسن چرخ زیر زین را شاید
- رباعی شمارهٔ ۲۱۵ — لایق به جان شاه جهانی باید
- رباعی شمارهٔ ۲۱۴ — تا رای تو از قدح به شمشیر آید
- رباعی شمارهٔ ۲۱۷ — وصل تو که از سنگ برون میآید
- رباعی شمارهٔ ۲۲۶ — در دست غمت دلم زبونست این بار
- رباعی شمارهٔ ۲۲۸ — بر من شب هجر تو سرآید آخر
- رباعی شمارهٔ ۲۲۷ — دل محنت تازه چاشنی کرد آخر
- رباعی شمارهٔ ۲۲۱ — شد عمر و زمانه را جوادی نرسید
- رباعی شمارهٔ ۲۲۲ — گویی که میفکن دبه در پای شتر
- رباعی شمارهٔ ۲۲۳ — رای تو که آفتاب فضلست و هنر
- رباعی شمارهٔ ۲۲۴ — ای عشق به جز غمم رفیقی دگر آر
- رباعی شمارهٔ ۲۲۵ — دی ما و می و عیش خوش و روی نگار
- رباعی شمارهٔ ۲۳۲ — خورشید ز رای مقتفی دارد نور
- رباعی شمارهٔ ۲۳۰ — ای ماه تمام برنیایی آخر
- رباعی شمارهٔ ۲۳۳ — ای رای تو آفتاب و ای کلک تو تیر
- رباعی شمارهٔ ۲۳۴ — هستم شب و روز و روز و شب در تدبیر
- رباعی شمارهٔ ۲۳۱ — دی گر بفزود عز دین عدل عمر
- رباعی شمارهٔ ۲۳۶ — ای چرخ نفور از جفای تو نفیر
- رباعی شمارهٔ ۲۲۹ — ما این همه غم با که گساریم آخر
- رباعی شمارهٔ ۲۳۵ — منصوریه هرگزت درآمد به ضمیر
- رباعی شمارهٔ ۲۳۹ — جز بنده رفیق و عاشق و یار مگیر
- رباعی شمارهٔ ۲۳۷ — ای دل هم از ابتدا دل از جان برگیر
- رباعی شمارهٔ ۲۳۸ — از دست تو بنده داستانی شده گیر
- رباعی شمارهٔ ۲۴۰ — از آرزوی خیال تو روز دراز
- رباعی شمارهٔ ۲۴۲ — آن شد که من از عشق تو شبهای دراز
- رباعی شمارهٔ ۲۴۱ — ای دست تو در جفا چو زلف تو دراز
- رباعی شمارهٔ ۲۴۴ — دل شادی روز وصلت ای شمع طراز
- رباعی شمارهٔ ۲۴۳ — زان شب که به روز بردهام با تو به ناز
- رباعی شمارهٔ ۲۴۶ — ای دل بخریدی دم آن شمع طراز
- رباعی شمارهٔ ۲۴۸ — آن دل که تو دیدهای فکارست هنوز
- رباعی شمارهٔ ۲۴۷ — گرمابه به کام انوری بود امروز
- رباعی شمارهٔ ۲۴۹ — نایی بر من به خانهای شورانگیز
- رباعی شمارهٔ ۲۵۱ — ای ماه ز سودای تو در آتش تیز
- رباعی شمارهٔ ۲۵۰ — بازار قبول گل چو شد خوش خوش تیز
- رباعی شمارهٔ ۲۵۲ — پیروزشه ای خورده سپهر از تو هراس
- رباعی شمارهٔ ۲۴۵ — گر در طلب صحبتم ای شمع طراز
- رباعی شمارهٔ ۲۵۶ — ماییم و دو شیشکک می روشن و خوش
- رباعی شمارهٔ ۲۵۷ — چون بندگی شهت نمیآید خوش
- رباعی شمارهٔ ۲۵۹ — ای ماه رکاب خسرو گردون رخش
- رباعی شمارهٔ ۲۵۸ — ای دل تو برو به نزد جانان میباش
- رباعی شمارهٔ ۲۶۰ — گفتم که گهی چند نپرسم خبرش
- رباعی شمارهٔ ۲۵۳ — ماییم درین گنبد دیرینه اساس
- رباعی شمارهٔ ۲۵۴ — در منزل دل غم تو میآید و بس
- رباعی شمارهٔ ۲۵۵ — روزی که کنم هجر ترا بر دل خوش
- رباعی شمارهٔ ۲۶۱ — هر تیر جفا که داری اندر ترکش
- رباعی شمارهٔ ۲۶۸ — تا دست طمع بشستم از عالم خاک
- رباعی شمارهٔ ۲۶۳ — از خاک درت ساختهام مفرش خویش
- رباعی شمارهٔ ۲۶۲ — دوش از کف وصل آن بت عشوه فروش
- رباعی شمارهٔ ۲۶۴ — یک چند نهان از دل بیحاصل خویش
- رباعی شمارهٔ ۲۶۶ — داری ز جهان زیاده از حصهٔ خویش
- رباعی شمارهٔ ۲۶۵ — با خاک برابرم ز بیسنگی خویش
- رباعی شمارهٔ ۲۶۷ — گل روز دو عرض میدهد مایهٔ خویش
- رباعی شمارهٔ ۲۷۴ — آخر شب دوش بیتو ای شمع چگل
- رباعی شمارهٔ ۲۷۵ — آمیختم از بهر تو صد رنگ و حیل
- رباعی شمارهٔ ۲۷۶ — ای چشم زمانه کرده روشن به جمال
- رباعی شمارهٔ ۲۶۹ — ای جاه تو چون سماک و عالم چو سمک
- رباعی شمارهٔ ۲۷۱ — در منزل آبگینه هنگام درنگ
- رباعی شمارهٔ ۲۷۰ — زین رنگ برآوردن بر فور فلک
- رباعی شمارهٔ ۲۷۲ — ای مسند تو قاعدهٔ دولت گل
- رباعی شمارهٔ ۲۷۳ — ای گوهر تو خلاصهٔ عالم گل
- رباعی شمارهٔ ۲۷۹ — منزل دوردست و روز بیگاه ای دل
- رباعی شمارهٔ ۲۸۱ — پیراهن گل دریده شد بر تن گل
- رباعی شمارهٔ ۲۷۸ — در هجر همی بسوزم از شرم خیال
- رباعی شمارهٔ ۲۸۳ — تاب رخ یار من نداری ای گل
- رباعی شمارهٔ ۲۸۲ — صف زد حشم بهار پیرامن گل
- رباعی شمارهٔ ۲۷۷ — زین عمر به تعجیل دوان سوی زوال
- رباعی شمارهٔ ۲۸۴ — آنم که ندانم نه وجود و نه عدم
- رباعی شمارهٔ ۲۸۰ — ای دل طمع از وصال جانان بگسل
- رباعی شمارهٔ ۲۸۵ — دردا که فرو شد لب شادی را غم
- رباعی شمارهٔ ۲۸۸ — ای زیر همای همتت چرخ مدام
- رباعی شمارهٔ ۲۸۷ — چرخا زحلت نحسترست یا بهرام
- رباعی شمارهٔ ۲۸۹ — رفتم چو نبود بیش از این جای مقام
- رباعی شمارهٔ ۲۸۶ — ای گوهر تو اصل طفیل آدم
- رباعی شمارهٔ ۲۹۰ — از مشرق دست گوهر آل نظام
- رباعی شمارهٔ ۲۹۱ — دل فرق نمیکند همی دانه ز دام
- رباعی شمارهٔ ۲۹۲ — هر مرحلهای که رخت برداشتهام
- رباعی شمارهٔ ۲۹۹ — سودای تو بیرون شده یکسر ز سرم
- رباعی شمارهٔ ۳۰۰ — چون روی ندارم که به رویت نگرم
- رباعی شمارهٔ ۲۹۳ — با یاد تو ای ریخته عشقت آبم
- رباعی شمارهٔ ۲۹۴ — بختی نه کزو نصیب جز غم یابم
- رباعی شمارهٔ ۲۹۵ — من غره به گفتار محال تو شدم
- رباعی شمارهٔ ۲۹۷ — روزی که به حیلت به شب تیره برم
- رباعی شمارهٔ ۲۹۶ — دی کرد وداع بر جناح سفرم
- رباعی شمارهٔ ۲۹۸ — زلف تو دلم برد و به جان در خطرم
- رباعی شمارهٔ ۳۰۷ — ای دل ز وصال تو نشانی دارم
- رباعی شمارهٔ ۳۰۸ — من با تو که عشق جاودانی دارم
- رباعی شمارهٔ ۳۰۳ — از غم صدف دو دیده پر در دارم
- رباعی شمارهٔ ۳۰۲ — آخر ز تو چون روی به خون تر دارم
- رباعی شمارهٔ ۳۰۵ — راز تو ز بیم خصم پنهان دارم
- رباعی شمارهٔ ۳۰۱ — ای دل ز فلک چرا نیوشی آزرم
- رباعی شمارهٔ ۳۰۶ — نه در غم عشق یار یاری دارم
- رباعی شمارهٔ ۳۰۴ — در کوی غمت هزار منزل دارم
- رباعی شمارهٔ ۳۱۰ — در کار تو هر روز گرفتارترم
- رباعی شمارهٔ ۳۱۱ — بفروختمت سزد به جان باز خرم
- رباعی شمارهٔ ۳۱۳ — بینم دل خویش گر دهانت اندیشم
- رباعی شمارهٔ ۳۱۲ — من بنده که کمتر سگ کویت باشم
- رباعی شمارهٔ ۳۱۵ — بر چرخ رسید از تو دم سرد دلم
- رباعی شمارهٔ ۳۱۶ — ای خورده به واجبی چو مردان غم علم
- رباعی شمارهٔ ۳۱۴ — خوار و خجلم خوار و خجل باد دلم
- رباعی شمارهٔ ۳۰۹ — نام تو نویسم ار قلم بردارم
- رباعی شمارهٔ ۳۲۰ — شبها چو ز روز وصل او یاد کنم
- رباعی شمارهٔ ۳۱۸ — در خدمت تست عقل و هوش و جانم
- رباعی شمارهٔ ۳۲۲ — چون حرب کنم هیچ محابا نکنم
- رباعی شمارهٔ ۳۱۹ — ای دل چو به غمهای جهان درمانم
- رباعی شمارهٔ ۳۲۱ — بازیچهٔ دور آسمانم چه کنم
- رباعی شمارهٔ ۳۲۴ — کس نیست غم اندوختهتر زین که منم
- رباعی شمارهٔ ۳۱۷ — پر شد ز شراب عشق جانا جامم
- رباعی شمارهٔ ۳۲۳ — می نوش کنم ولیک مستی نکنم
- رباعی شمارهٔ ۳۳۲ — ای عشق در آفاق بسی تاختیم
- رباعی شمارهٔ ۳۲۵ — بر آتش هجر عمری ار بنشینم
- رباعی شمارهٔ ۳۳۱ — چون پای همی تحفه برد هر جایم
- رباعی شمارهٔ ۳۲۶ — آن دیده ندارم که به خوابت بینم
- رباعی شمارهٔ ۳۲۷ — من دل به کسی جز از تو آسان ندهم
- رباعی شمارهٔ ۳۲۹ — شکر ایزد را که خسرو هفت اقلیم
- رباعی شمارهٔ ۳۲۸ — ای سایهٔ آنک ملک او هست قدیم
- رباعی شمارهٔ ۳۳۰ — در موج خطر مرفهی همچو کلیم
- رباعی شمارهٔ ۳۳۳ — دی یک دو قدح شراب صافی خوردیم
- رباعی شمارهٔ ۳۳۴ — سبحانالله غمی به پایان نبریم
- رباعی شمارهٔ ۳۳۵ — با گل گفتم چون به چمن برگذریم
- رباعی شمارهٔ ۳۳۷ — ای دل چو غم نوت دهد چرخ کهن
- رباعی شمارهٔ ۳۳۶ — اندیشهٔ انتقام چون جزم کنیم
- رباعی شمارهٔ ۳۳۹ — باغیست چو نوبهار از رنگ خزان
- رباعی شمارهٔ ۳۳۸ — ماییم و صراحی و شراب روشن
- رباعی شمارهٔ ۳۴۰ — ای دل مگذار عمر چون بیخبران
- رباعی شمارهٔ ۳۴۴ — چون روی حیل نبود پایاب جهان
- رباعی شمارهٔ ۳۴۳ — زلفت به رسنهاش برآورد کشان
- رباعی شمارهٔ ۳۴۷ — زرق است جهان تو زرق کن از هر فن
- رباعی شمارهٔ ۳۴۶ — ای دل چو نمینهد سپهرت گردن
- رباعی شمارهٔ ۳۴۵ — آیا گهر وصل تو یارم سفتن
- رباعی شمارهٔ ۳۴۸ — زین جور اگر گذر توان کرد بکن
- رباعی شمارهٔ ۳۴۱ — شخصی دارم زنده به جان دگران
- رباعی شمارهٔ ۳۴۲ — ای ساخته گشته از تو کار دگران
- رباعی شمارهٔ ۳۵۱ — جانا لبم از شراب غم خشک مکن
- رباعی شمارهٔ ۳۴۹ — هرچ از چو تویی نزیبد ای دوست مکن
- رباعی شمارهٔ ۳۵۴ — در دام غم تو بستهای هست چو من؟
- رباعی شمارهٔ ۳۵۶ — چشمم ز همه جهان فرازست اکنون
- رباعی شمارهٔ ۳۵۲ — هستم ز تو دلشکستهای عهد شکن
- رباعی شمارهٔ ۳۵۰ — ای دل ز سر نهاد پرواز مکن
- رباعی شمارهٔ ۳۵۳ — میسوز تو خرمن شکیبایی من
- رباعی شمارهٔ ۳۵۵ — ای گنده دهان چو شیر و چون گرگ حرون
- رباعی شمارهٔ ۳۵۷ — بوطالب نعمت ای همه دولت و دین
- رباعی شمارهٔ ۳۵۸ — شاها ز خزانهٔ تو ریحان و سمین
- رباعی شمارهٔ ۳۶۳ — رفتم چو نماند هیچ آبم بر تو
- رباعی شمارهٔ ۳۶۱ — آن ماه که ماه نو سزد یارهٔ او
- رباعی شمارهٔ ۳۶۲ — ای راحت آن نفس که جان زد با تو
- رباعی شمارهٔ ۳۶۴ — دستی نه که گستاخ بکوبد در تو
- رباعی شمارهٔ ۳۵۹ — شاهان ممالک تو مودود و معین
- رباعی شمارهٔ ۳۶۰ — گفتی چه شود کار فراقت یکسو
- رباعی شمارهٔ ۳۷۱ — آن دل که نشان نیست مرا در بر ازو
- رباعی شمارهٔ ۳۶۷ — آن صبر که حامی منست از غم تو
- رباعی شمارهٔ ۳۶۶ — دل هرچه ز بد دید پسندید از تو
- رباعی شمارهٔ ۳۶۸ — دورم ز قرار و خواب از دوری تو
- رباعی شمارهٔ ۳۷۲ — آن بت که به دست غم گرفتارم ازو
- رباعی شمارهٔ ۳۷۰ — دست تو که جود در سجود آید ازو
- رباعی شمارهٔ ۳۶۵ — گر هیچ سعادتم رساند بر تو
- رباعی شمارهٔ ۳۶۹ — جان درد تو یادگار دارد بیتو
- رباعی شمارهٔ ۳۷۳ — کسری که کمان عدل او کرد به زه
- رباعی شمارهٔ ۳۷۴ — چون باز کنی ز زلف پرتاب گره
- رباعی شمارهٔ ۳۷۵ — ای نحس چو مریخ و زحل بیگه و گاه
- رباعی شمارهٔ ۳۷۷ — از بهر هلال عید آن مه ناگاه
- رباعی شمارهٔ ۳۷۶ — با روز رخ تو گرچه ای روت چو ماه
- رباعی شمارهٔ ۳۸۰ — ای امر تو ملک را عنان بگرفته
- رباعی شمارهٔ ۳۷۸ — با من به سخن درآمد امروز پگاه
- رباعی شمارهٔ ۳۷۹ — بر من در محنت و بلا باز مخواه
- رباعی شمارهٔ ۳۸۱ — ای لشکر تو روی زمین بگرفته
- رباعی شمارهٔ ۳۸۴ — در راه فرید کاتب فرزانه
- رباعی شمارهٔ ۳۸۳ — آیا که مرا تو دست گیری یا نه
- رباعی شمارهٔ ۳۸۲ — دی طوف چمن کرده سه چاری خورده
- رباعی شمارهٔ ۳۸۵ — ای فتنهٔ روزگار شبپوش منه
- رباعی شمارهٔ ۳۸۷ — پایی که مرا نزد تو بد راهنمای
- رباعی شمارهٔ ۳۸۶ — مریخ به خنجر تو جوید فتوی
- رباعی شمارهٔ ۳۸۸ — در مرتبه از سپهر پیش آمدهای
- رباعی شمارهٔ ۳۹۰ — زان شب که نشستیم به هم با طربی
- رباعی شمارهٔ ۳۹۱ — عمزاد و عمزاد خریدند بری
- رباعی شمارهٔ ۳۹۶ — ای دل تو بسی که از غمش خون خوردی
- رباعی شمارهٔ ۳۹۲ — دوش ارنه وقارت به زمین پیوستی
- رباعی شمارهٔ ۳۹۳ — دوش از سر درد نیستی در مستی
- رباعی شمارهٔ ۳۹۴ — گر دل پی یار گیردی نیکستی
- رباعی شمارهٔ ۳۸۹ — بر چرخ همیشه همعنان راندهای
- رباعی شمارهٔ ۳۹۵ — گر شعر در مراد میبگشادی
- رباعی شمارهٔ ۴۰۰ — جانا بر نور شمع دود آوردی
- رباعی شمارهٔ ۴۰۱ — دیروز که در سرای عالی بودی
- رباعی شمارهٔ ۳۹۹ — دی در چمن آن زمان که طوفی کردی
- رباعی شمارهٔ ۴۰۲ — گر همت من دل به جهان برنهدی
- رباعی شمارهٔ ۴۰۳ — هر شب بت من به وقت باد سحری
- رباعی شمارهٔ ۴۰۴ — کویی که درو مست و بهش درگذری
- رباعی شمارهٔ ۳۹۷ — با دل گفتم گرد بلا میگردی
- رباعی شمارهٔ ۳۹۸ — در کفر گریزم ار تو ایمان گردی
- رباعی شمارهٔ ۴۰۵ — ای شب چو ز نالهای من بیخبری
- رباعی شمارهٔ ۴۰۶ — دل سیر نگرددت ز بیدادگری
- رباعی شمارهٔ ۴۰۷ — با دلبرم از زبان باد سحری
- رباعی شمارهٔ ۴۰۹ — مسعود قزل مست نهای هشیاری
- رباعی شمارهٔ ۴۱۲ — بر سنگ قناعت ار عیاری داری
- رباعی شمارهٔ ۴۰۸ — ای دل بنشین به عافیت کو داری
- رباعی شمارهٔ ۴۱۱ — ای دل به غم عشق بدین دشواری
- رباعی شمارهٔ ۴۱۰ — گفتی که به هر قطعه مرا هر باری
- رباعی شمارهٔ ۴۱۴ — چون چنگ خودم به عمری ار بنوازی
- رباعی شمارهٔ ۴۱۳ — در بنده به دیدهٔ دگر مینگری
- رباعی شمارهٔ ۴۱۶ — بر جان منت نیست دمی دلسوزی
- رباعی شمارهٔ ۴۱۵ — چون صبح درآمد به جهانافروزی
- رباعی شمارهٔ ۴۱۷ — هرکو به مواظبت بخواند چیزی
- رباعی شمارهٔ ۴۱۸ — ای نوبت تو گذشته از چرخ بسی
- رباعی شمارهٔ ۴۱۹ — دی درویشی به راز با همنفسی
- رباعی شمارهٔ ۴۲۰ — با دل گفتم کهای همه قلاشی
- رباعی شمارهٔ ۴۲۲ — ای پیش کفت جود فلک زراقی
- رباعی شمارهٔ ۴۲۱ — تا چند ز جان مستمند اندیشی
- رباعی شمارهٔ ۴۲۳ — ای نسبت تو هم به نبی هم به علی
- رباعی شمارهٔ ۴۲۴ — کو آنکه ز غم دست به جایی زدمی
- رباعی شمارهٔ ۴۲۸ — شاها چو تو مادر زمان زاید نی
- رباعی شمارهٔ ۴۲۵ — گر من ز فلک همی شکایت کنمی
- رباعی شمارهٔ ۴۲۷ — صدرا چو تو چشم آسمان بیند نی
- رباعی شمارهٔ ۴۲۶ — گر عقل عزیز را به فرمان شومی
- رباعی شمارهٔ ۴۳۲ — ای شاه گر آنچه میتوانی نکنی
- رباعی شمارهٔ ۴۳۳ — ای گل گهر ژاله چو در گوش کنی
- رباعی شمارهٔ ۴۳۴ — گر در همه عمر یک نکویی بکنی
- رباعی شمارهٔ ۴۳۵ — با بوعلی اب ارب هم بنشینی
- رباعی شمارهٔ ۴۳۰ — در ملک چنین که وسعتش میدانی
- رباعی شمارهٔ ۴۳۶ — رو رو که تو یار چو منی کم بینی
- رباعی شمارهٔ ۴۲۹ — ای چرخ جز آیت بلا خوانی نی
- رباعی شمارهٔ ۴۳۱ — ای دل طمعم زان همه سرگردانی
- رباعی شمارهٔ ۴۳۷ — هر روز به نویی ای بت سلسلهموی
- رباعی شمارهٔ ۴۳۸ — شب نیست دلا که از غمش خون نشوی
- رباعی شمارهٔ ۴۴۰ — چون دیده فرو ریخت به رخ بینایی
- رباعی شمارهٔ ۴۴۱ — ای محنت هجر بر دلم سر نایی
- رباعی شمارهٔ ۴۳۹ — گفتم که نثار، جان کنم گر آیی
- رباعی شمارهٔ ۴۴۲ — با دل گفتم گرد بلا میپویی
- رباعی شمارهٔ ۴۴۳ — صورتگر فطرت ننگارد چو تویی
- رباعی شمارهٔ ۴۴۴ — ای نامتحرک حیوانی که تویی