نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰ - عارف راجع به شیراز و نامه شریفه دختران ایران چاپ شیراز و زنددخت بانو سردبیر آن نامه سروده عارف قزوینی

عارف قزوینی / نامه ها و اشعار متفرقه / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

خوشا شیراز و عهد باستانش

درخشان دورهٔ دور کیانش

درود پاک نیکان بر روانِ

نکو کیخسرو گیتی‌ستانش

فرح‌گستر سراسر کوه و دشتش

نشاط‌آور زمین و آسمانش

همه دانش‌پژوه و مملکت‌دوست

بزرگ و کوچک و پیر و جوانش

از آن گلزار دانش تا ابد ماند

ز سعدی بوستان و گلستانش

همه چیزش فزون ز اندازه نیکو

نکوتر از همه چیزش زبانش

زبان فارس را باید روان کرد

به سرکوبی آذربایجانش

زیان‌آور زبانی کاندر آن بوم

نشیمن کرد کوبد آشیانش

ز دل تبریک باید گفت و تقدیس

نمود از جان به نامه بانوانش

چو این اوراق پاک از زند دخت است

اَوِستا‌سا بخواهم جاودانش

دُر‌افشان دامن افکار پاکش

به پیش خامهٔ گوهرفشانش

چو شد آباد از او راه خرابات

زید سرسبز و خرم مرزبانش

دل عارف چو هرجایی‌ست جانش

همان برخی آذربایجانش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در شعر، شاعر از زیبایی‌ها و تاریخ غنی شهر شیراز سخن می‌گوید و به دوران باستانی آن اشاره می‌کند. او به نیکی و پاکی افراد بزرگ و تاثیرگذار این سرزمین، به ویژه کیخسرو، احترام می‌گذارد. شیراز را سرزمین شادی، علم و دانایی می‌داند که از دل آن شاعران بزرگی همچون سعدی برآمده‌اند. همچنین به اهمیت زبان فارسی و نیاز به حفظ و رونق آن اشاره می‌کند و به نوعی از خطرات زبان‌های دیگر بر زبان فارسی یاد می‌کند. شاعر با ارادت به دنیای دانش و فرهنگ، از زیبایی‌های این مرز و بوم و سرسبزی‌اش تعریف می‌کند و یادآور می‌شود که همواره باید به فرهنگ و زبان فارسی توجه داشت.